چرا مینیاتور؟

هفته گذشته نخستین خودرو ملی شرکت سایپا رونمایی شد  و نام مینیاتور بر آن نهاده شد. پرسش اینجاست که چگونه رییس جمهوری محترم که ابلاغ کننده مصوبات فرهنگستان زبان و ادب فارسی در برابر سازی واژه های بیگانه با فارسی هستند این نام فرانسوی را پذیرفته اند در حالی که اگر هدف همین نام بود واژه های"نگار" و "نگاره" و مانند آن هم زیبا بود.یادآور می شود نام "سمند" انتخاب شخص رییس جمهوری سابق بوده است که اگر دولت نهم بر اساس طنزهای انتخاباتی آن را به "ذوالجناح" تغیییر نداد اما شایسته است از نهادینه کردن این واژه فر انسوی برای خودروی که قرار است ملی و ایرانی باشد پیشگیری کنند.

یک نکته از نماز جماعت

اخیرا به شکل اتفاقی هنگام اذان مغرب در چند مسجد در نقاط گوناگون شهر به نماز جماعت پیوسته ام و با شگفتی دیده ام که همه امامان محترم جماعت در دو رکعت نخست نماز خود سوره توحید(قل هو الله) را خوانده اند و گذشته اند. بگذریم از این که لحن و صوت و قرائت حمد و سوره هم چندان نمره خوبی نمی آورد.

قبلادر یک نوبت به یکی از این امامان جماعت جوان یاد آوری کردم که بهتر است از سوره های دیگر قران هم در نماز بخوانند تا هم تنوع و تازگی قرائت نماز حفظ شود و مردم هم به این بهانه کم کم آیات و سوره های دیگر قران را به عادت فراگیرند آن امام از پیشنهادم استقبال کرد ولی عملا این کار را نکرد زیرا یا سوره های دیگر را بلد نبود که باورش آسان نیست و یا ذوق و سلیقه و همت تازگی بخشیدن به کار تکراری خود را نداشت.قنوت ها هم معمولا با همان ربنا آتنای همیشگی برگزار می شود.

در بیرون مسجد با خود می اندیشیدم که کار اداری و اجرایی حضرات روحانیون در دانشگاه ها  و ادارات و پادگانها و عقیدتی سیاسی ها ذکر و فکر آنان را از مطالعه و تدبر در قران و حدیث بازداشته است و نیاز همه ارکان جامعه به آنها(که اخیرا پیشنهاد داده اند در هر بیمارستان هم یک روحانی حاضر باشد)موجب دور افتادن از فضای ملکوتی منبر و محراب شده است.

دریغ است که امام جماعت که پایگاه محکم مسجد و دلهای پاک و آماده و خداجوی را با خود دارد این فرصت را از دست بدهد و بلافاصله پس ار نماز زودتر از مردم از مسجد خارج شود و با پراید و پژو از صحنه دور شود و مردم را به حال خود راها کند . ای کاش همه ما در آن جایی که کار می کنیم کمی فقط کمی با انگیزه بیشتر کار می کردیم.

اجتماع مداحان کاشان

مداحان و ذاکران اهل بیت علیهم السلام در نکوداشت سه پیشکسوت حوزه شعر مذهبی کاشان مرحومان شرمی و فراهی و خباز مراسمی را در تالار فرهنگ کاشان برگزار کردند. در این مراسم که تقریبا همه مداحان و قاریان سرشناس کاشان و برخی از اینان از آران و بیدگل حضور داشتند دکتر عبدالرضا مدرس زاده در سخنانی با اشاره به نوع زندگی شخصی این سه فقید سعید که از میان اقشار عادی جامعه بودند آن را به سابقه شعر مذهبی در کاشان از روزگار محتشم به این سو پیوند داد و از "مکتب ادبی کاشان" برای اولین بار به طور رسمی یاد کرد. سپس اشاره ای داشت به زبان مورد نیاز در شعر مذهبی که جز سادگی و بی پیرایگی و صداقت را بر نمی تابد و در پایان این هشدار را داد که آسیب ها در حوزه شعر مذهبی از آنجا وارد شد که میان سه ضلع مداح و شاعر و روحانی (فقیه یا مورخ دینی) فاصله افتاد.

در ادامه آقای جواد جهان آرایی شاعر معاصر سوکنامه درگذشت استاد خباز را خواند که گیرا و تاثیر گذار بود.

 

روز و هفته پژوهش

این روزها را در تقویم رسمی کشور روز و هفته پژوهش نام نهاده اند. از حسن اتفاق به دفتر تایپ و تکثیری رفته بودم تا مقاله ای را که برای همایش پروین اعتصامی در کشور قطر باید ارائه دهم حروف چینی کنم در فاصله پنج دقیقه دو دانش آموز جوان وارد شدند و به دختر خانم کارمند آنجا  دریافت شش مقاله انتخاب شده از اینترنت را در موضوعات گوناگون برای خود و دوستانشان سفارش دادند. آن خانم هم قیمت تمام شده این کار پژوهشی را گفت و قرار شد تا روز بعد این شش پژوهش برای شش دانش آموز جوان ایرانی آماده شود  تا به معلم گرامی شان تحویل شود که ایشان چشم به راه این نتایج دست اول کار علمی  هستند.

در لحظه اول این شادمانی به من دست داد که خود این گونه تربیت علمی نشده ام و هیچگاه از دانشجویانم تکلیفی نخواسته ام که در برابر اصرارشان مبنی بر نمره آور بودن تحقیقات دانشجویی! انها را اتلاف وقت و اسراف کاغذ دانسته ام اما از ژرفای جان دچار اندوه شدم که به راستی نسل جوان ما به کجا می رود و چه دست هایی در کار است تا او این گونه سرگرم باشد و لحظه آخر به فکر تکلیف مدرسه اش بیفتد و این گونه رفع تکلیف کند.

نسل جوان ما  یا دقیق تر بخش عمده نسل جوان ما امروز دچار فرصت سوزی و بازی و ندانم کاری است. البته او هم چندان گناهی ندارد وقتی رفتار بزرگتر ها را می بیند که کسی با درس نخواندن و در مزایده های دولتی شرکت کردن و برنده شدن و ثروت فراوان به هم زدن همه چیز دارد(در واقع هیچ ندارد) به کدام امید ساعت ها بنشیند و کتاب بخواند و تحقیق کند.دانشگاه ها هم در مواردی وضعی بهتر ندارند.... بگذریم هفته پژوهش گرامی باد!

نظر شما چیست؟

دوست گرامی و مهربان که دانشجوی دیروز و همکار امروز من است در خیابان به هنگام رانندگی مرا پشت سر خویش دید و از سر مهربانی و احترام کناری ایستاد و ما پس از دو سال دوری همدیگر را از نزدیک دیدیم ضمن سخن  ایشان نشانه نزدیک بودن به این معلم کوچک خود را سر زدن همیشگی اش به  حروف پراکنده و پریشان همین وبلاگ عنوان کرد و با تاکید از پیگیری بسیاری از اهل فضل و ادب از این مطالب خبر داد.

درخواست دوستانه این جانب از همه دوستان گرامی آن است که در بازدید از این نوشته ها حتما دیدگاه ها و نظرهای سرشار از درایت و تجربه و خردمندی خود را به یادگار بگذارند که در این روزگار رواج تک محوری و یک صدایی هیچ چیز جز پژواک اندیشه دوستان راستین و مهربان ما را کارآمد نیست.

حرم مطهر شهدا

اخیرا یکی از دانشگاه های کاشان که به پیکر مطهر شهیدان دفاع مقدس متبرک شده است در اطلاعیه زیبا و بزرگ و پر هزینه خود به مناسبت برگزاری مراسم دعای عرفه بر سر مزار این شهیدان نشانی داده است:دانشگاه ... حرم مطهر شهیدان.گمنام.

به نظر می رسد ما در این سالهای نزدیک به خودمان به حد کافی حرمت واژه ها و بار معنایی آنها را نداشته ایم و کار دست خودمان داده ایم از القاب کیلویی دکتر و مهندس تا استاد حوزه و دانشگاه و ...

اما واقعیت این است که همه آن القاب آسیب اجتماعی با خود داشته است و به حوزه اعتقادات مردم (که به حد کافی این روزها به دلایلی در حال سست شدن و آسیب دیدن است )کاری نداشته است . اما اینک هر کس که این اطلاعیه را می بیند با خود می گوید محوطه ای کوچک در دانشگاهی که به تازگی در آن سه پیکر مطهر را دفن کرده اند هنوز(و حتی همیشه) می تواند استحقاق نامیده شدن با تعبیر مقدس "حرم" را داشته باشد یا خیر؟

من شخصا هنوز داغدار شهادت همکلاسان دبیرستانی و نوجوان خود هستم و در باره  فداکاری شهیدان نازنین ایران زمین با کسی مجامله نمی کنم اما بیایید برای پاسداشت ارزش های دینی و آیینی که همه ما به آنها نیاز داریم حرمت واژه ها و اصطلاحات را در حوزه مقدسات نگه داریم و از یاد نبریم که بسیاری از ما گرفتار آسیب های ناشی از شاخ و برگ های اضافی ای هستیم که از روزگار با کرامت صفویه تا امروز بر قامت استوار و همیشه سبز تشیع آویخته شده است و دشمنان و مغرضان بیکار ننشسته اند و اولین ایراد نیشدارشان آن است که آن حرم ها هم در آغاز چیزی مثل این حرم بوده است و کم کم ...

عید قربان

فرارسیدن عید فرخنده قربان جشن رهایی از اهریمن نفس و رسیدن به مقام قرب را گرامی می داریم.

خویش فربه می نماییم از پی قربان عید     کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می کشد

عید تان مبارک باد.

روز دانشجو

امروز شانزدهم آذر ماه روز دانشجو است . به عنوان معلم کوچک دانشگاه این روز  را به همه دانشجویان عزیز که در دانشگاه با من همکلاس هستند و نیز به همه دانشجویان گرامی و آزاده ایران زمین شادباش می گوید. با احترام - دکتر عبدالرضا مدرس زاده

رییس جمهوری شعر خواند!

آقای احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران در سفر استانی به تبریز سرانجا با خواندن دو بیت از استاد شهریار در باره تبریز و آذربایجان دوستداران شعر و ادب فارسی را به حمایت و علاقه خود از ادبیات و شعر فارسی امیدوار کردند.

جدا از آقای خاتمی که رییس جمهوری ذاتا فرهیخته و فرهنگی بودند آقای هاشمی رفسنجانی نیز به همایش های داخلی و بین المللی ادبی مانند نکوداشت عطار و فردوسی و شهریار پیام می دادند و در همایش جهانی فردوسی خود سخنرانی کردند.اما آقای رییس جمهوری کنونی بارها به توس و شیراز سفر کرده اند و به خلاف مقام معظم رهبری از آرامگاه فردوسی و حافظ و سعدی دیداری نداشته اند که لابد مغایر آداب اصول گرایی است. نیز در این سه سال جز افتتاحیه همایش جهانی مولانا حرکت ارزشمند دیگری از ایشان در عرصه ادبیات و شعر فارسی ندیده ایم البته بگویم که به پایمردی آقای رحیم مشایی رییس جمهوری مهمانان همایش بیدل را دو نوبت به حضور پذیرفته اند.

شعر خوانی رییس جمهوری در تبریز را باید به فال نیک گرفت که لابد به توصیه مشاورانشان برای دلگرمی مردم آذربایجان از استاد شهریار بی ذکر نام شعری خوانده اند.

سه سال گذشته فرصت خوبی برای تجدید نظر در برخی حرکت ها و منش هاست که چاره گر انتخاب دهم نیز تواند بود.

یاد آیت الله غروی کاشانی

پنج شنبه شب (۷ آذر ماه) مراسم سی امین سال درگذشت فقیه مجاهد و روحانی آزاده آیت الله غروی کاشانی در مسجد درب یلان کاشان با  تمشیت خاندان آن فقید سعید و پایمردی آیت الله مصطفوی کاشانی بر گزار شد.

از شکل مراسم که برای مردم عادی در حکم مجلس ترحیم بود و با خواندن فاتحه ای مجلس را ترک  می کردند و جای خود را به دیگران می دادند می شد فهمید که برگزاری مراسم رسمی به این شکل در کاشان هنوز نهادینه نشده است و به خصوص که همچنان در مسجد برگزار می شود در حالی که مراسم واقعا یادبود بود و نه ترحیم و مداحی و روضه خوانی.

مراسم بیشتر  شکل مردمی به خود گرفته بود و مقامات رسمی مانند فرماندار و شهردار و فرماندهان بسیج و سپاه و مهمتر از همه حضرت امام جمعه از غایبان این مراسم  بودند ززیرا از نظر خط فکری آیت الله غروی امروز اگر زنده بود روحانی ای متعلق به نسل و جریان آیت الله کاشانی و ملی شدن نفت بود و شاید شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه بر دیوار خانه ایشان هم نوشته می شد گرچه مراسم تشییع جنازه ایشان در سال ۵۷ به راهپیمایی بزرگی در تهران و کاشان تبدیل شده بود و جامعه روحانیت مبارز تهران صاحب عزای ایشان بود

سخنرانان مجلس هم دکتر عبدالرضا مدرس زاده و دکتر سید محمود کاشانی(فرزند آیت الله کاشانی) بودند و چند شاعر کاشان هم اشعاری در مرثیه ایشان خواندند.

قطع نامه دانتان پاره شود!؟

پیشتر شنیده بودیم که می گفتند آنقدر داد بزن تا گلویت پاره شود. اخیرا شکل امروزین و بازسازی شده این ضرب المثل به برکت انرژی هسته ای و قطع نامه های تحریم علیه ایران نیزصادر شده است که مقام نازنینی گفته است آنقدر قطع نامه صادر کنید تا قطع نامه دانتان پاره شود . در مراجعه به لغت نامه دهخدا وفرهنگ معین این ترکیب را نیافتم بنا براین عاجزانه می خواهم فارسی راپاس بدارید<

دست بردارید!

از شعار های عملی ناشده و بر زمین مانده دولت فخیمه نهم یکی هم انجام اقدام انقلابی در باره سرنوشت دانشگاه آزاد اسلامی است که بسیار کف و هورا بر سر آن رفت و هنوز کاری نشده است . امروز مثل روز روشن است که در این گیر و دار دعواهای جناحی و نزدیکی به انتخابات بحث بر سر برنامه ها و مدیریت دانشگاه آزاد بیشتر رنگ و بوی سیاس گرفته است و دولت محترم که اکنون پس از سه سال برخی از شعارهای و برنامه های اولیه خود را کنار نهاده است هنوز تا کار این دانشگاه زا یکسره نکند پا از گلوی آن برنمی دارد و از هر اقدامی مانند قطع وام صندوق رفاه دانشجویان و مانند آن هم فروگذار نمی کند.

فرستادن برخی نوچه های سیاسی به تالار دانشگاه های دولتی در همدان و قزوین که به زودی به شهر های دیگر هم کشیده خواهد شد و برگزاری پرسش و پاسخ علیه این دانشگاه و شخص دکتر جاسبی در شرایط حاضر چیزی جز نخبه کشی و استعداد ستیزی و در افتادن با بخش خصوصی و ملی در بخش آموزش عالی نیست.

دولت محترم سه سال پیش سود سپرده های مردم را ۱۶ درصد اعلام کرد و در همین چند روز از چند نفر شنیدم که با حسرت از این که اکنون همان دولت نزخ سودد را ۱۹ درصد کرده یاد می کردند و خود را متضرر مستقیم از این سیاست های مقطعی و احساسی می دانند. پیر مردی که با همین سود بانکی زندگی می کند تفاوت سودش را از وزیر محترم ۱۴۰ میلیاردی دولت نهم طلب کند؟

آیا به نظر نمی رسد چنین نوع تصمیم گیری هایی در انتظار دانشگاه آزاد است؟

افتخار دانشگاه آزاد همین بس که به روی مدرک خواهان سیاست پیشه در را بسته است و آنان را راهی انگلیس کرده است!

دولت محترم که خدمت به مردم را با بی خوابی و اشتیاق و تحرک و نشاط دارد انجام می دهد عجالتا دانشگاه آزاد را از این بابت معاف بدارد زیرا مردم در شعار های این دولت پول نفت بر سفره ها را شنیده اند اما قول اصلاح دانشگاه آزاد را به یاد ندارند.

روز ملی کوروش کبیر؟!

آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی در سخنان شگفت انگیز دیگری که البته این بار رنگ و بوی ابتکار و فرهیختگی دارد از احتمال تعیین روزی به نام کوروش کبیر(۱۰ آبان روز تولد کوروش؟) در تقویم ملی کشور سخن رانده اند که چند نکته را در حاشیه سخنان ایشان به عرض می رساند:

۱- گفته اند مردم برای کوروش مراسمی غیر رسمی می گرفته اند و ما می توانیم به آن رسمیت ببخشیم. این سخن به معنی آن است که مردم می توانند و باید به حکومت(دولت) جهت بدهند همچنان که مراسم شب یلدا هم تازه سال گذشته در تقویم رسمی کشور ثبت شد.

۲- اگر یک سر اندیشه دولت را به انتظار مهدوی گره بزنیم در این سوی از کوروش کبیر سخن گفتن در نگاه اول ضمن این که نوعی افراط و تفریط ایرانی را نشان می دهد می تواند از رویه مثبتی در رفتار ما دم بزند که گرامی داشت کوروش و انتظار مهدوی مغایرتی که با هم ندارند هیچ بلکه می توانند فرهنگ سازی و تمدن آفرینی هم بکنند(دوستان ایراد نخواهند گرفت که در اینجا حضرت مهدی(ع) و کوروش در یک ردیف قرار داده شده اند که چنین نیست)

۳- آقای رحیم مشایی اینک در دولت احمدی و سیاست محمودی عزیز و گرامی است و نشان داده است که رییس جمهوری به ایشان دلبستگی تام دارد و حرفشان در هیات دولت خریدار دارد شاید کاری را که پیش از او دکتر مهاجرانی و خاتمی و ... نکردند (که اگر می کردند کفن پوشان به زحمت می افتادند) ایشان بتواند انجام دهد.