کار برای ایران

دیروز داشتم مجله فرهنگی و ارجمند بخارا را می خواندم در بخش خاطرات دکتر آرام وزیر وقت امور خارجه در روزگار پهلوی دوم این نکته مرا جلب نظر کرد که بازگفت آن در اینجا برای دوستان ارجمند خالی ازر عبرت آموزی نیست.

آرام می گوید هنگامی که حسین علا  از شخصیت های نامدار دوره پهلوی که بعد ها به وزارت دربار منصوب شد سفیر ایران در آمریکا بود در پایان مذاکرات دشوار و نفس گیر شورای امنیت بر سر بحران آذربایجان و داستان تجزیه تلگرافی را از وزارت خارجه ایران دریافت می کند که در آن مبلغ ده هزار دلار به عنوان پاداش کوشش او در این مذاکرات که سرانجام به احقاق حق ایران انجامید در نظر گرفته شده است.

در این هنگام سفیر ایران با عصبانیت و نگرانی و تندی متنی را به عنوان پاسخ فراهم می کند که نوشته است من این ماموریت را نه برای پول و پاداش بلکه برای نجات کشورم انجام داده ام و ارسال این پاداش اهانت به روحیه وطن پرستی من و امثال من است.

ذکر این خاطره را در اینجا بهانه می کنیم تا یادآور شویم اکنون هم این شور میهن پرستی و کار برای ایران و نه پاداش در آحاد مسوولان سخت کوش و آزاده و ریشه دار و اصیل از وزیر تا سفیر به چشم می آید که جای بسی سپاس است.

ای خدا خوانان قال الاعتذار الاعتذار

دو روز پیش آقای وزیر امور خارجه در نشست پرسش و پاسخ در دانشگاه صنعتی شریف برای نخستین بار در دولت های نهم و دهم اعتراف و اقرار کرده است که طرح تعلیق داوطلبانه فعالیتهای اتمی به ابتکار آقای خاتمی طرحی درست و تصمیمی شایسته و مورد موافقت رهبری بوده است

 تا اینجای سخن رنگ سیاست  دارد که ما را با آن کار نیست اما جنبه اخلاقی و تربیتی ماجرا را در طرح این پرسش مطرح می کنیم که :در این پنج سال پر خاطره همین آقای وزیر و رییس و همکاران محترمش چند بار دولت و دولت مردان قبلی را به سبب همین تعلیق داوطلبانه به ترسو بودن و انفعال و وا دادن در برابر کشورهای غربی و در نهایت سازش با بیگانگان و خیانت و وطن فروشی متهم کرده اند و یا در برابر طرح این اتهامات از سوی دیکر عناصر تندرو با سکوت دهشت بار خود بر آن اتهامات مهر تایید زده اند؟

ای کاش همه ما کوشش می کردیم تا اخلاق و انصاف و معرفت را برای رسیدن به آرمانهای مطلوب خویش قربانی نمی کردیم و دریغ است که از یاد ببیریم دیر یا زود در غیاب ما که با قدرت وداع می کنیم همین بی انصافی ها امری دور و ناممکن نیست.

سخن آخر همان عنوان سخن است که مصراعی از مطلع قصیده معروف حکیم سنایی است که با لحنی نگران و مسوولانه می خواهد آنان که خدا را فقط به زبان می خوانند از رفتار خود عذر بخواهند.

سخت گیری و تعصب خامی است

دیروز در جلسه ای شرکت داشتم که موضوع آن یاری رساندن فکری و فرهنگی به بنیاد فرهنگ کاشان بود که آقای مهندس محلوجی وزیر معادن و فلزات دولت سازندگی آن را چند سالی است بنا نهاده است.

بیت الغزل سخنان اصحاب فرهنگ و ادب و هنر در این جلسه یاد کرد مکرر از کوششی بود که در بازسازی خانه های ماندگار و هنری در کاشان صورت گرفته است و اکنون به صورت جنبش و نهضتی همگانی این بازپیرایی و مرمت در بیش از هفتاد خانه مشابه در حال انجام است.

در بیان خاطرات آن سال های بازسازی گفته شد که گروهی که نفعشان در تخریب این خانه های قدیمی و هنری و ساختن بناهای تجاری جدید بوده است با تحریک مردم و مغازه داران محلی و با حمایت مستقیم قاضی القضات وقت راهپیمایی اعتراض برگزار می کنند که فلان و فلان بایست اعدام شوند و از این قبیل سخنان و شعارهای سخیف و بی مزه و بی پشتوانه که در این سالها نیز آنها را کم نشنیده ایم.

در ادامه این نقل خاطره گفته شد که همان قاضی خوش مرام هم نام امام در نوروز امسال به همان مسوولان که روزی خواستار محاکمه و اعدامشان بوده است زنگ زده است و صادقانه و صمیمانه اقدام دوراندیشانه و مسوولانه و ارزشمند و ماندگار آن روز آنان را تحسین کرده و از همه مهمتر از رفتار آن روز خود طلب بخشش و حلالیت کرده است.

این تنها نمونه ای اندک از رفتارهای احساسی وافراطی کسانی است که روزی در مسند قدرت قرار دارند و سرمست از کامروایی آن می گویند و آن می کنند که امروز که در این سوی میز ریاست شرمسار و پوزش خواه اند.

از حسن اتفاق ساعتی بعد در یک میهمانی خانوادگی این ماجرا را شنیدم که در نوروز امسال پزشکی گرامی و ارجمند به درمان میهمانان و مسافران نوروزی در محل اسکان آنان مشغول بوده است  که معاون سرسخت و متعصب ویژه خانه شهر از راه می رسد و به صرف این که این پزشک در انتخابات ریاست جمهوری در ستاد نامزدی خاص کار می کرده است او را که برای خدمت به مردم از آرامش و آسایش نوروزی اش صرف نظر کرده است می راند و به خانه می فرستد.

بی شک چند سال بعد همین معاون محترم از این پزشک مهربان عذرخواهی و طلب بخشش خواهد کرد فقط باید کمی صبر کرد. اندکی صبر...

...در کویر

در این روزهای سرشار از شور و حال بهاری نخستین غزل خود را که در سال جدید سروده شده است به همه دوستان گرامی به ویژه یاران همدل و مهربان از دیار آران و بیدگل تقدیم می دارد:

ای چشم های منتظر آب در کویر

رفع عطش کنید به مهتاب در کویر

غوغای ریگ و شیون باد سحر دهد

آرامشی به مردم بی تاب  در کویر

تاق و گون طراوات نیلوفرم دهد

وقتی که نیست زحمت مرداب در کویر

گلدان پشت پنجره را بی خیال شد

این بوته خار وحشی نایاب در کویر

در موج خیز ریگ روان از  "صدای باد"

می شد نوشت از غم سهراب در کویر

باید به میهمانی پاک ستاره رفت

تا می رمد ز چشم سحر خواب در کویر

پر خاطره است پیش تو بودن به صرف عشق

یک روز فصل باد مرنجاب در کویر

 

زبان فارسی در ایران خودرو

اخیرا در بازدید رهبر انقلاب از شرکت ایران خودرو آقای مهندس مصطفی میرسلیم وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی که دارای مدرک کارشناسی ارشد مکانیک(مهندسی موتورهای درون سوز) به هنگام توضیحاتی که می داده اند به محض گفتن واژه توربوشارژ از سوی مهندس توضیح دهنده برابر فارسی آن یعنی واژه پرخوران را جایگزین می کند.

نیز به هنگام دیدار رهبری از خودرو ایرانی مینیاتور ـکه اتفاقا در کاشان تولید خواهد شد ـ ایشان با تعجب از نام بیگانه و فرنگی این خودرو ابراز شگفتی کرده پیشنهاد قاطع می دهند که حتما نامی فارسی برای این خودرو انتخاب کنند.

یاد آوری می کنم سال گذشته که این نام برای خودرو یاد شده مطرح شد این جانب در همین وب گاه تاکید جدی بر حذف این نام داشتم و برابر فارسی آن یعنی نگار و نگاره را پیشنهاد کرده بودم اما برخی دوستان اظهار نظر کرده بودند که نام های بیگانه که در زبان معیار ما جا افتاده اند ضرورتی برای حذف ندارند.  

ای کاش برخی ادیبان ما و برخی اعضای فرهنگستان به اندازه اندیشمندان  فنی و مهندسی مانند مهندس میر سلیم به فکر پاسداشت زبان فارسی بودند.

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

برای روز سیزده فروردین مهم تر از مطلب نوشتن در وب گاه بیرون رفتن از خانه و کنار سبزه و چمن نشستن و ساحت دشت را تماشا کردن است.

رفتار مردم ما در ۱۳ فروردین بهترین نماد ایرانی بودن و ایرانی زیستن و هر چیزی را به جای خویش انجام دادن است معلم راستین این مردم حضرت حافظ است که توصیه اش انجام همه کارها به جای خود و در زمان مناسب خود است :

نگویمت که همه ساله می پرستی کن       سه ماه می خور و نه ماه پارسا می باش

واین رفتار پیش از آن که نشانه ای از نفاق و دو زیستی باشد رنگی از بصیرت و رندی و خوش فکری و بسیاری صفات دیگر دارد که خود حافظ نماد و مثل اعلای آن است.

نگاه حکومتی به ۱۳ فروردین همیشه یادآور نوعی افراط و تفریط و نیز نشان گر نگاه آمرانه از بالا به پایی است و واکنش مردم هم نشان دهنده روش و منش درست است.

همین ۱۳ فروردین در این سالهای نزدیک به ما از کنار محرم و عاشورا و رمضان عبور کرده است اما همین مردم در دشت های سبز بیرون شهر ها نشستند و زیارت عاشورا خواندند اما در به روی فرهنگ اصیل و ریشه دار خود نبستند.

امید آن است که بیش از فکر کردن به نحس بودن عدد ۱۳ به بازتاب شور و شادی و نشاط این روز در میان مردم فکر کنیم(یا فکر کنند) و قدر مردم خوب ایران را بدانیم  مردمی که ایران یعنی آنها و آنها یعنی ایران.

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

ثبت جهانی نوروز و به دنبال آن برگزاری جشن بین المللی نوروز در کشور ما که درست سی سال پیش در چنین روزهایی گرامیداشت این مناسبت باستانی و تاریخی مساوی با زرتشتی گری و آتش پرستی و خرافه گرایی بود نشان می دهد که فرهنگ ایرانی و باورهای بومی و اساطیری و باستانی همراه آن نه تنها از بین نمی رود بلکه چون سرو سایه فکن ریشه و شاخساری عمیق و گسترده دارد که طوفان ها و گزندهای روزگار یارای آن نیست هر چند متاسفانه از آسیب هایی برکنار نیست.

شگفت انگیز این است که دولتی توفیق اجرایی کردن این مراسم و برنامه را به دست آورده است که خود را زنده کننده ارزش ها و آرمان های اصیل صدر انقلاب اسلامی می داند که این نیز نشانه دیگری از قوام فرهنگ ایرانی است.

ای کاش حالا دیگر با این همه تجربه یاد بگیریم  که در افتادن با آنچه ریشه در لایه های پنهان و استوار فرهنگ مردم دارد کاری ناستوده است و به قیمت هدر رفتن فرصت ها و سرمایه های بی بازگشت یک ملت تمام می شود.

یک حرف صوفیانه هم هست که اگر اجازت است بگویم  و آن این که اگر دولت اصلاحات می خواست چنین اقدامی را در باره نوروز انجام دهد چه مقدار بایست وقت و توان و ... صرف می کرد تا به منتقدان انقلابی خود ثابت کند که در پی زنده کردن باورهای ساسانی و انوشیروانی نیست؟

شاعران در بهار کاشان

عصر اولین جمعه فروردین ۱۳۸۹ شاعران و ادیبان کاشان و آران و بیدگل در منزل حجت الاسلام عبدالله مدرس با یکدیگر دیدار کردند و در پایان عیدی خود را از دست ایشان دریافت کردند.

این مراسم هر سال در همین مقطع برگزار می شود و دوستان شاعر و ادیب تجدید عهد و دیداری دارند امسال به دلایلی این مراسم شلوغ تر و شورانگیز تر از هر سال بود و حضور برخی چهره های ادبی برای نخستین بار مراسم را تحت الشعاع قرار داده بود.

در اینجا به چند نکته حاشیه ای از این مراسم اشاره می کند:

۱- استاد شهاب تشکری آرانی مطالب مستوفی در باره تقویم ایرانی و نام گذاری ماه ها و مقایسه تطبیقی آن با تقویم رومی و سریانی بیان کردند.

۲- مصطفی جوادی شعری انتخابی از عبدالجبار کاکایی شاعر جنبش سبز خواند که به گرفتاری های سال گذشته اشاره هایی صریح و هنرمندانه داشت.

۳- در حین جلسه مجموعه اشعار شادروان نورالله امینی نوش آبادی با نام دولت فقر و با مقدمه دکتر عبدالرضا مدرس زاده و نیز مجموعه اشعار خانم مهشید تجلیان و آقای ارمی با مقدمه جناب سید محمود علوی نیا بین دوستان توزیه شد.

۴- آقای جعفر رسول زاده مجری جلسه یاد شاعران فقید کاشان و از جمله استاد حامی کاشانی را که در مراسم سال پیش حاضر بود گرامی داشت.

۵- به هنگام توزیع پاکت عیدی یکی از دوستان با توجه به در هم آمیخته شدن جمعیت دو بار عیدی گرفت!!

۶- آقای صائم کاشانی در اولین سال حضور در این مراسم قصیده ای در نکوداشت حجت الاسلام مدرس قرائت کرد.

۷- دیدارهای بعدی شاعران ۱۳ فروردین در خانه هنرمندان با حضور استاد علی شریف و ۲۱ فروردین  در منزل جناب صائم کاشانی اعلام شد. 

شیرین کاری های ده نمکی

یکی از اصلی ترین پیام ها و زیبا ترین تصویر ها در دیوان حافظ یادکرد از رفتار دو گانه اهل زهد و پارسایی است که به دلیل به خرج دادن تعصب های بیش از حد در وادی انکار و اصرار افتاده اند .یعنی آنان در آغاز کاری را انکار و سرزنش می کرده اند و اکنون خود همان کار را با شدت و حدت انجام می دهند . به این دو بیت دقت فرمایید:

کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد                        به عزم میکده اکنون ره سفر دارد

ببین که رقص کنان می رود به ناله چنگ                کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع

البته پیش از حافظ صاحب مرصاد العباد در داستان خلقت آدم به این نکته اشاره صریح دارد و این بیت را آنجا گفته است:

منکر بودم عشق بتان را یک چند       آن انکارم مرا بدین روز افکند

در روزگار ما مسعود ده نمکی می تواند نماد این روی کرد و رویه انکار نخستین و اصرار پسین باشد البته این سخن به معنی آن نیست که ایشان باورهای عمیق اعتقادی و اجتماعی خویش را که در سال های جنگ با خود داشت کنار نهاده است اما به این معنی هست که ده نمکی آن سالها که در دهه اصلاحات هم با حمله و نقد های بی باکانه به خاتمی و مشی فکری او و یارانش روزگار می گذراند امروز پی برده است با ساختن و ارائه کارهایی از جنس اخراجی ها و اخیرا دارا و ندار می تواند به حضور خود ادامه دهد.

به بیان صریح تر جان سخن اینجاست که ده نمکی متعصب سیاسی کار امروز دریافته است که با اکسیر هنر و فیلم سازی و نگارش کتاب که اخیرا آن را برنامه آینده خود نامیده است می تواند بهتر به ترویج افکار خود بپردازد بی آن که نیاز باشد با کسی دست به یقه شود و هر روز دامن و گریبان تازه ای برای اعتراض های خود پیدا کند .

این رویکرد هنری با او کاری کرده است که در این وادی تازه یافت نیاز نمی بیند با مافیای سینما و مافیهای آن ! هم به نبرد و چالش بپردازد.

نتیجه سخن دست کم دو چیز است ناپایداری تعصب ها به ویژه تعصب های سیاسی و مذهبی و دیگر ارج و اعتباری که هنر ناب ایرانی در نوسازی شخصیت آدمی دارد.

سال نو مبارک

در اولین نوشته ای که به پیشگاه دوستان و سروران ارجمند تقدیم می شود بار دیگر فرا رسیدن سال  نو و جشن باستانی و آسمانی نوروز را شادباش می گوید.

امید است در این سال که قرار است همت و کار صفت مضاعف به خود بگیرند این همت و کار صرف پیشرفت و آبادانی ایران و سربلندی ایرانیان و دستیابی آنان به رفاه و آسایش بیشتر شود وخدای نکرده صرف روزمرگی ها و درجازدن ها و توجیه کردن اوضاع موجود نشود.

برای روزهای تعطیل فروردین که خبر و رسانه چندان گرم و به روز نیست ویژه نامه های نوروزی روزنامه های جناح های مختلف را خریده ام و در لابلای فرصت ها آنها را مرور می کنم . هر دو طیف سیاسی کشور در ویژه نامه های خود به محکوم کردن طرف مقابل پرداخته اند و در نهایت از زاویه دید خود به خود حق و نمره مثبت داده اند و طبیعتا به رقیب تاخته اند اما در مجموع در می یابیم که در سال ۸۸ مردم ایران که جدی ترین حضور و بیشترین سهم را در حفظ ثبات کنونی دارند کمتر مورد توجه و مهربانی و مدارا ی فرهنگی و به ویژه اقتصادی قرار گرفتند.

محتوای فیلم های نوروزی هم نشان می دهد که نسخه پیچان فرهنگی و رسانه ای هنوز بر این باورند که نباید بیش از این به روی مردم خندید و موجبات خنده آنها را فراهم کرد و همین اندازه خنده و تبسم که از لابلای صحنه های بیمارستان و بهشت زهرا و تیراندازی و آدم ربایی بروز می کند کفایت می کند. حتی موسیقی های های بهاری شادتر و هیجانی تر از نغمه های رسانه ای ایام و مناسبت های سیاسی نیست.

بگذریم که باز هم رشته سخن از هم گسست . تا درودی دیگر بدرود.