ثبت جهانی نوروز و به دنبال آن برگزاری جشن بین المللی نوروز در کشور ما که درست سی سال پیش در چنین روزهایی گرامیداشت این مناسبت باستانی و تاریخی مساوی با زرتشتی گری و آتش پرستی و خرافه گرایی بود نشان می دهد که فرهنگ ایرانی و باورهای بومی و اساطیری و باستانی همراه آن نه تنها از بین نمی رود بلکه چون سرو سایه فکن ریشه و شاخساری عمیق و گسترده دارد که طوفان ها و گزندهای روزگار یارای آن نیست هر چند متاسفانه از آسیب هایی برکنار نیست.

شگفت انگیز این است که دولتی توفیق اجرایی کردن این مراسم و برنامه را به دست آورده است که خود را زنده کننده ارزش ها و آرمان های اصیل صدر انقلاب اسلامی می داند که این نیز نشانه دیگری از قوام فرهنگ ایرانی است.

ای کاش حالا دیگر با این همه تجربه یاد بگیریم  که در افتادن با آنچه ریشه در لایه های پنهان و استوار فرهنگ مردم دارد کاری ناستوده است و به قیمت هدر رفتن فرصت ها و سرمایه های بی بازگشت یک ملت تمام می شود.

یک حرف صوفیانه هم هست که اگر اجازت است بگویم  و آن این که اگر دولت اصلاحات می خواست چنین اقدامی را در باره نوروز انجام دهد چه مقدار بایست وقت و توان و ... صرف می کرد تا به منتقدان انقلابی خود ثابت کند که در پی زنده کردن باورهای ساسانی و انوشیروانی نیست؟