شعری برای اباالفضل(س)
مرا می خواند آیا دست هایش که باشم علقمه با دست هایش
چگونه نشکند پشت برادر که تن یک جا ویک جا دست هایش
فدای جان پر درد تو زهرا که می گفتی خدا یا دست هایش
به حسرت عرشیان دیدند آن روز بغل کرده خدا را دست هایش
به گردابی ز نامردی این قوم ز پا افتاد حتی دست هایش
پس از افتان و خیزان های شیعه سراپا مانده دین با دست هایش
ابالفضل آن علمدار دلاور پناه ماست فردا دست هایش
(دکتر عبدالرضا مدرس زاده)
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی ۱۳۸۶ ساعت 9:3 توسط قلم سبز
|