با این امید که این سه گانی ها مقبول پیشگاه دوستان عزیز واقع شود آنها را به محضر همه دوستان تقدیم می دارد.

سلام

تا کوچه از سلام تو آغاز شده است

در عصر پرملال و عبوس شهر

پنجره رویش به تو باز شده است

شرم

در موج خیز چشم تشنه عابر

زن آب می شود که چشمه شرم است

بس که دلش از زلال عاطفه گرم است

خاموشی

بهر آوردن چراغ و دوات

چه نیازی به سخت کوشی است

سخنانم ز جنس خاموشی است

مترسک

همچو چشمی که یار می خواهد

با همه ترس پاشی اش در باغ

این مترسک بهار می خواهد !

خط ریش

بس که ریایی است شهر عافیت اندیش

می شود آسان و تند سفر کرد

با خط ریش از جنوب تا ته تجریش !