هفته گذشته روزنامه اطلاعات در سرمقاله ویژه روزهای شنبه خود با ارائه آمارهایی نشان داده بود که با نمره صفر و زیر صفر هم می توان در دانشگاه - البته دانشگاه پیام نور!- پذیرفته شد (یادآوری این نکته دراینجابد نیست دوستان عزیز دست کم سرمقاله روزهای شنبه را که پنج ماهی است منتشر می شود بخوانند)

این یادداشت به دنبال یادداشت ۸ آبان همین روزنامه در همین موضوع بود. به هر روی پاسخی در باب مشکلات پیش روی آموزش عالی در شرایط کنونی نوشتم و برایشان فرستادم که سردبیر محترم پاسخ دادند در شرایط کنونی به دلیل فضایی خاص که در باره دانشگاه آزاد اسلامی حاکم است نمی توان مطال شما را به چاپ رساند!

اهم مفاد آن یادداشت چنین بود:

۱- دولت فخیمه می تواند برای مراکز پیام نور بی استاد و امکانات مطلوب دهها وصدها دانشجو معرفی کند تا واحدهای دانشگاه آزاد بی دانشجو بمانند.

۲- می توان بی حضور رسمی استاد برای همین دانشگاه های پیام نور که در روستاها و بخش ها تاسیس شده اند(دانشگاه های روستایی) رشته تحصیلی تاسیس کرد اما تاسیس همان رشته در دانشگاه آزاد با داشتن دست کم سه استادیار هم ناممکن است.

۳- دولت که برای خصوصی سازی دست از پا نمی شناسد میل دارد واحدهای دانشگاه آزاد با یک چهارم ظرفیت کار کنند واین همه سرمایه مردمی عاطل و بی کار بماند اما از آن طرف ۲۵۰۰ استاد با بودجه نفت و بیت المال به کار در دانشگاه پیام نور مشغول شوند.

۴- وزیرمحترم علوم اخیرا در سفرهای استانی به تمجید از دانشگاه آزاد و نکوهش این رفتارهای دانشگاه پیام نور زبان گشوده اند که نتیجه نشان می دهد چیزی جز یک تعارف مبالغه آمیز ایرانی نمی تواند باشد

۵- نتیجه این است که پیام نور توفیق یافته است ازشاگردان استادان دانشگاه آزاد که تازگی فوق لیسانس گرفته اند برای تدریس استفاده کند و همان استاد با مدرک مثلا دانشیاری از ناچاری و تعطیلی رشته تخصصی خود فارسی عمومی درس بدهد.

فراهم کردن این فضای دلگیر و تهی از انصاف و اعتدال کار آسانی نیست و کار هر کسی نیست و به همین دلیل است که اکنون برای به ثمر نشستن این طرح عظیم در دانشگاه های روستایی دهانت را می بویند که مبادا در رد این اندیشه تابناک و فکر بلیغ چیزی گفته باشی !