مقام معظم رهبری اخیرا در حکم حکومتی خود به آقایان هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد آنان را از ادامه پیگیری در باب وقف دانشگاه آزاد اسلامی و اجرایی شدن اساسنامه مورد اصرار شورای انقلاب فرهنگی (و در واقع شخص رییس جمهوری) به سبب این که این ماجرا ملال انگیز شده است نهی کرده اند.

از آنجا که در چهار سال گذشته دولت محترم در پی انجام اقدام انقلابی در باره دانشگاه آزاد بوده است پیداست که در فهرست مشکلات کلان کشور که وری میز رییس جمهوری است مشکل دانشگاه آزاد زودتر از همه بایست رفع شود زیزا تورم و تحریم و ... که مشکل نیست.

این رفتارهای منجر به صدور حکم یاد شده یک بار دیگر پرده از روی رفتار های همه ما کنار زده است که منش و روش کودکانه پیش گرفتن و لجاجت به خرج دادن و رقیب را به هر شکل و بهانه از صحنه بیرون راندن و واقعیت ها را تحریف کردن نمود هایی از آن تواند بود.

اگر سرمایه و امکانات این دانشگاه را در کمترین رقم ۲۵۰ میلیارد دلار محاسبه کنیم آیا نبایست به پدید آورندگان و حافظان این سرمایه کم نظیر آفرین گفت و آنان را که سه دهه است خصوصی سازی را جدی و درست پیاده کرده اند گرامی داشت؟

ای کاش کسانی که در شورای محترم انقلاب فرهنگی عضویت دارند در این سه سال که اساسنامه دانشگاه بی اذن و حضور هیات موسس در حال تغییر به شکل مطلوب دولت بود بانگ اعتراض سر می دادند که این راه به ترکستان می رود و پیشنهاد بازگشت این مسیر را می دادندکه اکنون حکم رهبری اشتباه بودن مسیر را موید کرده است.

ای کاش رییس جمهور محبوب و مردمی به جای گوش سپردن به فرمان مشاورانی که در فکر کینه کشی از رقبای ایشان در انتخابات نهم و دهم بودند با مدارا و دوستی گاهی سر زده  به یکی از این ۳۰۰ واحد دانشگاه در سراسر کشور سر می زدند تا مایه دلگرمی کسانی باشند که ایشان خود را خادم آنان می داند.

و ای کاش پس از این همه آزمون و خطا باور می کردیم که احساس گرایی صرف و از مرکب منطق پیاده شدن دیگر دردی را دوا نمی کند و نمی توان با سوار شدن بر موج احساسات بر مردمی حکم راند که اکنون چوپان مستقر در دل بیابان و صحرا هم آمدن خود را به روستا با تلفن همراه خبر می دهد و در حافظه گوشی اش انواع و اقسام صحنه ها و گفته ها را دارد که اگر نه نشان هوشمندی و درایت باشد  از اندک توجه و دقت سرشار است که می تواند فرق تعصب و لجاجت را با دوستی و صمیمیت تشخیص دهد.