دیشب به علت شب های کوتاه تابستانی که پیش روی ماست(و غزل سعدی را بایست کنار جویبارها در برزک و وادقان و آزران خواند)آخرین جلسه خوانش غزل های سعدی در کتابخانه منزل این جانب با حضور دوستان و اصحاب شعر و ادب برگزار شد.

در پایان جلسه یکی از دوستان که شاید مدت ها بود این پرسش ذهنش را به خود مشغول کرده بود با اشاره به کتابی از سعید نفیسی گفت پرسش اصلی من این است که چرا از تکرار شدن شخصیت های ادبی و هنری در این روزگار خبری نیست و ما برای ادامه نسل فضلای دوره قبل از خود کاری نکرده ایم.

پاسخ اجمالی من در حالی که دوستان آماده رفتن بودند این بود که روحیه کار جدی کردن و کار را جدی گرفتن از میان ما رفته است و همین سعید نفیسی مورد اشاره شما  در اولین شب که با همسرش به خانه بخت و عشق می روند در دو سوی کرسی می نشینند و تا پاسی از شب نسخه خطی را غلط گیری می کنند.

نیز گفتم در گذشته رایزن فرهنگی مااستاد دکتر فتح الله مجتبایی - که در ادبیات سانسکریت امروز تنها ایشان را داریم- در هند و پاکستان مورد احترام و محبت شخصی نهرو و بوتو واقع می شود و امروز رایزن ما در آنجا کوشش می کند در فرصتی که دارد دکتری اش را بگیرد و برگردد.

چند مثال دیگر هم عرض کردم و بحث را جمع کردم.

اکنون خواهش من از همه دوستان و خوانندگان میهمان این گستره رایانه ای این است که در اظهار نظرهای خود علت این رکود و عقب ماندگی را بازکاوی و بازگویی کنند تا بیشتر بهره ببریم. سپاس