امروز به مناسبت روز سعدی در یکی از مراکز پیش دانشگاهی کاشان سخنرانی کردم . در آغاز گفتم که بانیان ثبت تقویمی این روز اکنون در قدرت نیستند و به قول سعدی هر چه نپاید دلبستگی را نشاید و چه نپاییدنی تر از قدرت و سیاست .

سپس توضیح دادم که سعدی برای همه امور شخصی واجتماعی زندگی ما درس و پیام و نکته دارد حتی بحث داشتن فرزند که این روزها جایزه میلیونی برای تولید انبوه آن گذاشته اند.(من بی قصد تعبیر تولیدانبوه را به کار بردم و لی جماعت نتوانست خنده خود را نگه دارد)

سپس از بی توجهی و غفلت نسبت به مشاهیر ایرانی از فردوسی تا ملا صدرا یاد کردم و این که در هزارمین سال سرایش شاهنامه آب از آب تکان نمی خورد و در شهر خبری نیست.

در پایان نمونه هایی از شعر سعدی را خواندم و آنچه مرا امید وار کرد این بود که غزل :وقتی دل سودایی ... را  که خواندم همه لابد به اعتبار این که در کتاب درسی شان آمده است زیر لب تکرار می کردند.

عصر در کلاس کارشناسی ارشد می گفتم که کارمان به جایی رسیده است که عمو متل عروسکی در برنامه کودک سیما از سعدی سخن می گوید و از آن راضی و خشنود هستیم که به راستی غنیمتی است.