امروز اول آبان ماه در تقویم مناسبت های رسمی و فرهنگی به نام روز نکوداشت "ابوالفضل بیهقی" نویسنده معروف و نام آور قرن پنجم هجری و صاحب کتاب مستطاب تاریخ بیهقی نامگذاری شده است.

به عنوان معلمی که در این ده سال اخیر در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد ادبیات فارسی این کتاب را درس داده است و البته هنوز به ژرفای اندیشه و رفتار این مرد بزرگ ایرانی و آزاده پی نبرده است برای آگاهی بیشتر دوستان چند نکته را یادآور می شود.

۱- کتاب تاریخ بیهقی در حجم امروزی اش بخش بسیار اندکی از کتاب اصلی است که در طول روزگاران و حتی به دلایل سیاسی از میان رفته است و همین مقدار اندک نشان دهنده قدرت و ارزش های قلم نویسنده است.

۲- موضوع اصلی این کتاب شرح حوادث و اتفاقات ۱۰ سال حکومت مسعود پسر سلطان محمود غزنوی است که بر اثر نفوذ سیاسی و قدرت پنهانی که دارد با رفتاری که امروز به آن کودتا می گویند برادر خود امیر محمد را که شش ماهی پس ار پدر بر مسند قدرت بود برکنار و بازداشت کرد و به جای بر تخت نشست.

۳- مسعود غزنوی در ده سال حکومت خود با ارتکاب اشتباهات آشکار و جبران ناپذیر مانند بازداشت و کور کردن برادر و قلع و قمع مردان با جربه سیاست و کشور داری و سپردن امور به گروهی جاه طلب و کینه ور و بی تجربه و از همه مهمتر سرمست شدن از قدرت سیاسی و پناه جستن به عیش و نوش کار ملک و ملت را تباه و به قول بیهقی "ناخوب" کرد.به گونه ای که ترکان سلجوقی با کمتر مانعی وارد قلمروش شدند و مسعود با شکست سنگین خوردن در دندانقان مرو خود نیز کشته شد.

۴- شگفت این که در مرگ مسعود آن برادر کور شده(محمد) همچنان زنده است و پسرش به جای مسعود به حکومت می رسد که گردش شگفت انگیز قدرت در دست این و آن و به میدان آمدن کنار رفته ها را به ما نیز گوشزد می کند!

۵- از آنجا که برخی رفتار های سیاسی بازتاب یافته در کتاب بیهقی در همه این هزار سال پس از او به ویژه در این دهه های نزدیک به ما مصداق پیدا کرده است توصیه می کنیم اهل میز و ریاست و سیاست و کیاست بخش هایی از این کتاب را بخوانند تا ببیند قدرت چگونه در دست این و آن جابجا می شود.

اول آبان روز بیهقی را در حالی گرامی می داریم که در ایران ما او را به نام پارک سوار معروف در تهران می شناسند ! و نه نویسنده ای ارجمند و گرامی که حق بزرگی بر گردن زبان فارسی دارد.

میراث معنوی و فرهنگی و مفاخر خود را پاس بداریم.