یک شب در زندان
دیشب به میزبانی انجمن حمایت زندانیان و کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان یک بار دیگر در طی بیست سال گذشته در شب شعر داخل زندان کاشان و در جمع زندانیان که امروز مددجو خوانده می شوند شرکت کردم.
دوستان شاعر همت کردند و شعرهای طنز و جدی خوبی را خواندند که موجب انبساط خاطر این گروه گرفتار شد وقتی پشت میز خطابه قرار گرفتم از دیدن این همه چهره جوان و به خطا رفته و البته بعضا معصوم و گرفتار شده دچار بهت و شگفتی شدم.
در سخنانم به زندانیان گوشزد کردم که از فرصت مغتنم محاسبه نفس و مرور گذشته ای که این سرنوشت تلخ را برایشان رقم زده است غافل نشوند و تاکید کردم که در بیرون این فضا و پشت این دیوار ها دزدانی پیدا می شوند که ظاهرا هم خوشنام اند و هیچگاه گرفتار نمی شوند زیرا عمری در کار فروش آب با شیر هستند!
در پایان هم شاعران و ادیبان حاضر و برخی افراد نیکوکار و اعضای انجمن حمایت زندانیان در جلسه ای با حضور فرماندار کاشان به بررسی مسایل و مشکلات خانواده های زندانیان پرداختند.