امشب برای زیارت با خانواده به زیارت امامزاده سلطان علی فرزند اما م محمد باقر رفته بودیم که یکی از چهار امامزاده واجب التعظیم در ایران و تنها شخصیت مذهبی و آیینی است که مراسم سالروز شهادتش در تقویم خورشیدی و با نام قالی شویان معروف است و همزمان با جشن مهرگان هر سال در جمعه دوم ماه مهر برگزار می شود.

در آنجا متوجه شدیم که پس از نماز جماعت سفره  افطار گسترده می شود و از روزه داران پذیرایی می کنند. دل به دریا زدیم و پس از زیارت به درون صف نشستیم تا نماز و افطاری به جماعت داشته باشیم!

نکته چشمگیر این بود که حواس کسی به اهمیت نماز آن هم به جماعت نبود و هر کس دنبال گرفتن لیوان یک بار مصرف بود تا بین نماز آب یا چایی پیدا کند و افطار کند بین دو نماز هم عده ای برخاستند و با پا بر شانه و مهر نماز گذاشتن ها خود را به آب و چایی می رساندند. پس از نماز هم که سفره پهن شد اصرار برای زودتر غذا گرفتن و اصرار برای نان و خرما و شام بیشتر گرفتن دیگر امری عادی و حق طلبانه بود. مقداری نان و پنیر و خرما خوردم و از مسجد آمدم بیرون و کنار ماشین از  افطاری منزل که با خو د آورده بودیم کارمان را کامل کردیم.

با خود می اندیشیدم که مسوول این رفتار های نه چندان خوشایند کیست ؟ فشار اقتصادی و کمبود و گرانی و یا نداشتن الگوی ممناسب و یا برای مردم  درست فرهنگ و اخلاق را توضیح ندادن یا درست برایشان اجرا نکردن.

چه شده است که مومنان روزه دار برای دقیقه ای فقط دقیقه ای روزه خود را پس از ۱۴ ساعت گرسنگی زودتر باز کردن این گونه مرتکب بد اخلاقی و ناهنجاری رفتاری می شوند و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. اینها همه ضد تبلیغ هایی می شود که عبادات و خود سازی های معنوی را زیر سووال می برد.دارد دیر می شود باید کاری کرد.