نیم نگاهی به ترکیه
مردم کشور ما حتی طبقه متدین و اهل زیارت هم (که از راه ترکیه به سوریه مشرف شده اند)با جامعه ترکیه آشنایی دارند. تغییرات و تحولات سیاسی و اقتصا دی و اجتماعی در این کشور چشمگیر و باور نکردنی است نه این که بخواهیم ثابت کنیم مرغ همسایه غاز است ولی از واقعیت ها هم نمی توان چشم پوشید.ترکیه به برکت دو جنگ بزرگ در دو دهه اخیر میان ایران و عراق و عراق و کویت و نابسامانی هایی که به دنبال اشغال عراق پیش آمده است توانست بهترین بهره مندی را از این آب گل آلود ببرد. به عبارت بهتر ترکیه صیاد لحظه ها و فرصت هاست و از آنچه که اوضاع جهانی برایش پیش آورده است به خوبی و با رندی و کارآمدی بهره می گیرد.
در دور نیمه نهایی جام فوتبال اروپا ترکیه به آلمان بازی را واگذار کرد اما ارزش و اعتبار خود را به عنوان یکی از چهار تیم برتر این قاره از دست نداد. در زمین سیاست هم دولتمردان این کشور برنده این میدان بوده اند و توانسته اند تورم سه رقمی را به سطحی باورنکردنی کاهش دهند به گونه ای که این رفتار سالم را بانک جهانی برای به کار بستن به ایران گوشزد کرده است.
هر چند به قول یکی از همکاران ترکیه به دلیل قرار گرفتن در برزخ میان آسیا و اروپا و مشکل خط و زبان و همچنین بحث های اعتقادی مانند حجاب و ... کشوری با اصالت های ممتاز فرهنگی و تمدنی به شمار نمی رود و حرفی برای گفتن ندارد! اما به راستی حرف برای گفتن در عرصه جهانی اگر این منطق ترکیه نیست پس چیست؟ترکیه بی اصالت چه می کند که مولوی شناسی او سنگ بنای مطالعات شرق شناسی جهان امروز می شود و کسی به حرف ما گوش ...
امروز نمونه های ترکیه و مالزی که هر دو از کشور های خوب جهان اسلام هستند برای ما نمونه هایی نیک از تجربه های موفق به شمار می روند که بهره مندی از این تجربه ها نیاز به کمی غرور شکنی و چشم گشودن به واقعیت ها دارد.
به یاد داشته باشیم که در چشم انداز بیست ساله یا همان ایران در افق ۱۴۰۴ ایران به کشور اول منطقه باید تبدیل شود یعنی باید ترکیه را هم پشت سر بگذاریم . آیا از اکنون چنین چیزی را می توان در مخیله خود حتی تصور کرد. مگر این که دستی از غیب برون آید و کاری بکند.