در سالهای ۷۷ به بعد که موج خشکسالی کشور را فرا گرفته بود بسیاری از متشرعین و دین مداران و دلسوزان انقلاب اسلامی آن را به سیاست های غلط سید محمد خاتمی نسبت دادند که با لبخند های مکرر خود زمینه بروز خشکسالی و خشم خداوند را فراهم کرده است و یادم نمی رود که روزنامه کیهان در اردیبهشت ۷۶ زمین لرزه شدید جموب خراسان را از قدم نامبارک این  مرد دانسته بود و توصیه کرده بود برای این که گرفتاری های ملت بیشتر نشود ایشان هر چه زودتر از انتخابات انصراف بدهد!

چند سالی گذشت و با رفتن خاتمی دوباره چشمه ها به جوشش آمدند و کبکان در رفتار و مرغان در خروش و ... و مردم یقین کردند که مشکل از خاتمی بوده است !

اما امسال در اوج اصول گرایی و اعتدال و در دوران حاکمیت دولتی که به قول خود لبخند خضرت ولی عصر را حس می کند خشکسالی بی سابقه ای که در ۴۰ سال گذشته سابقه نداشته دامن ملت اسلامی را گرفته است . اکنون دیگر چرا خشکسالی و ایضا گرانی و تورم و ...

این مقدمه را گفتم تا یاد آور شویم که ترویج روحیه خرافه پرستی و تحجر بلایی است که به زیان همه است اگر صاحبان آن استدلال مسخره دوره خاتمی اکنون در معرض پرسش قرار بگیرند یا باید بگویند که بله درست است و بلایای طبیعی از قدم فلانی است و یا باید حرف را بگردانند و بگویند البته آزمایش و ابتلای الهی مخصوص بندگان مقرب خود است!

در چنین مواقعی داشتن کمی انصاف و اعتدال و منطق یاری گر است با این پیش شرط که دین را بهانه ای برای پیشبرد اهداف حزبی و جناحی خویش به کار نبریم