شعر خوانی شب یلدا

به یاد شب های شعر دوستان خوب دانشجو در شب یلدا در سال های گذشته و برای این که به سهم خود در بزم امشب دوستان انجام وظیفه کرده باشم چند شعر سه گانه خود را تقدیم می دارد:

(۱)

ای نگاه تو نرم تر از باد

می شود جان ز عطر تو دلشاد

"عصر معراج آهن و پولاد"

(۲)

راه عشقت ز کشته ها لبریز

هیچ کس ولی نمی دانست

خم زلف تو پیچ حادثه خیز!

(۳)

کاش با چشم تو گناه کنم

کاش هر طور می شود یک بار

به درستی من اشتباه کنم !

شب یلدا

امسال فرا رسیدن شب یلدا در فضا و حال و هوایی متفاوت اتفاق می افتد و ایرانیان با ورود به روزرگار درست مصرف کردن و سر و سامان دادن به شیوه زندگی خود که در قالب طرح هدفمندی یارانه ها پیش آمده است شب نشینی و دور هم بودن در شب یلدا را با حرف هایی از جنس اقتصاد و درآمد خانوار و قیمت بنزین و قبض آب و برق سپری خواهند کرد.

این امید را داریم که مردم ایران خود با پناه بردن به فرهنگ درست زندگی کردن که به دلایلی در این سالها بخش هایی از این فرهنگ جای خود را به ریخت و پاش و مصرف بیهوده داده بود از این مسیر به نسبت دشوار و سخت عبور کنند.

این امید را هم داریم که دولت هم به جای سردادن شعار ها و تعبیر هایی مانند این که پول واریز شده به حساب مردم در حکم پول امام زمان (عج) است و کنار نهادن روحیه خاصی که در این سالها به مذاق خیلی ها خوش نیامده است این اقدام تاریخی خود را مزه و لطفی ببخشد که کام مردم دراین ماجرا تلخ نشود.

به هر روی شب یلدا را با امید سرفرازی ایران عزیز وباستانی و اسلامی به همه دوستان عزیز شادباش می گوید.

سلام بر عاشورا

با عرض تسلیت فرا رسیدن عاشورای حسینی وگرامیداشت یاد و خاطره رشادت های حضرت قمر بنی هاشم  و دیگر سرداران بزرگ کربلا نمونه هایی از شعر ناقابل خویش را به پیشگاه مقدس سید و سالار شهیدان تقدیم می دارد.

آبروی آب

تا شد از تیر حرمله سیراب

کام گلبوی اصغر بی تاب

آبرو رفت از قبیله آب !

 ذبح عظیم

شد حسین اعتبار ابراهیم

در بلا شرح کرد از سر صدق

آیه خون فشان "ذبح عظیم"

 معجزه چشم

این قافله از اشک بود پشت و پناهش

ای کاش که شمری نبود بر سر راهش

محتاج کسی نیست در این کوفه نیرنگ

آن مرد که عشق است علمدار سپاهش

حرفش که به حر نکته ای از عشق نفهماند

تا خود چه کند معجزه چشم سیاهش

آن غنچه نشکفته پرپر شده را خلق

تا حشر ندانند چه بوده است گناهش

مهتاب ندانست که آن ماه چه می کرد

با در شدن از خیمه گه گاه به گاهش

***

فردا که هراس از در و دیوار ببارد

با ماست یقین دولت سرسبز نگاهش 

عزای اشرف اولاد آدم است

محرم دیگری از راه رسیده است و هر کس به اندازه همت و توان خود و از همه مهم تر به اندازه معرفت خود در حال گرامی داشت برنامه عزاداری برای حضرت امام حسین بن علی علیه السلام است.

کربلا و عاشورا برای مسلمانان و شیعیان جهان و به ویژه برای ایرانیان ارزش و اعتباری فراموش ناشدنی دارد اما در این میان نقش تاریخی و شور آفرین این نهضت برای مردم ایران قابل مقایسه با هیچ یک از ملت های جهان نیست زیرا تنها ایرانیان هستند که توانستند درصدی بسیار از آیین ها و نمادهای تاریخی و اسطوره ای خود را در عاشورا ثبت و ماندگار کنند(که البته جای بحث آن در این مجال نیست)

اما به نظر می رسد محرم امسال هم هر چند با جهت گیری ها و مواضع ارشادی در باب تغییر در رفتار هیات های مذهبی و در یک کلام بازگشت از خط انحراف بر بنیاد خرافات همراه شده است در نهایت به دلیل این که در این باب هر کسی کار خود را می کند و نیت و هدف خود را مقدس و معتبر می شمارد راه به جایی نخواهد برد.

وقتی جوانان تند رو فتوای مرجعی محترم و روشنگر را مبنی بر نشان ندادن سیمای حضرت عباس(س) در رسانه ملی بر نمی تابند و واکنش تند نشان می دهند و همان رسانه ملی به جای گزینش و پخش نوحه های قابل اعتنا و شور انگیز نعره زدنهای بیهوده و به سر و صورت خود زدن های همان جوانان را نشان می دهد در می یابیم که از تحریفات عاشورا سخن گفتن و از شعر محتشم دم زدن گشودن دکان بی رونقی است که اتفاقا سود معنوی را بایست در آن جستجو کرد.

نمی دانم وقتی قرار است دقایقی را از سیما با محرم ارتباط برقرار کرد و به عاشورا نزدیک شد و آن دقایق بی ادا و اطوار مداح جوان که در یک لحظه بر پله منبر می ایستد می نشیند خم می شود و نعره می کشد سپری نمی شود اشکال از سلیقه و پسند ماست یا این که قراراست از این پس با این شکل تازه درس های مکتب عاشورا را مرور کنیم؟

صمیمانه و از سر ندانستن می پرسم انحرافات و خرافه پرستی های امروز ما چقدر با رفتارهای شهروندان کوفه در سال ۶۱ که از انحرافی پنجاه ساله پس از رحلت پیامبر(ص) بر می خاست شباهت و تفاوت دارد؟

قنات حاجی آقاسی

از کرامات و لطایف دولت فخیمه کنونی یکی این است که نه تنها کسانی که با دولتمردان قبلی چای عصرانه خورده اند مجبور به حذف شدن و کناره گیری هستند بلکه ظاهرا قرار است کسانی که برای آن دولتمردان صلوات فرستاده اند و دست زده اند هم حذف شوند.

در این میان کنار گذاشته شدن قشری از هنرمندان رشته های گوناگون از مجری برنامه راه شب رادیو تا یک وبلاگ نویس معمولی بخشی از طرح پالایش نیروهایی است که از دایره اصولگرایی بیرون هستند به گونه ای که این افراد نه تنها مجال سخنرانی و حضور در شب شعر را ندارند که از یک افطاری ساده و خداپسندانه هنرمندان هم محروم شده اند.(همین جا اضافه کنم که چهره ماندگار رشته جامعه شناسی امسال با سیل تهمت و افترا و اهانت در سایت های اصول گرا روبرو شد اما چند شب پیش در صف نخست دیدار با مقام معظم رهبری نشسته بود و این یعنی این که خیلی چیزها را هنوز یاد نگرفته ایم)

با پوزش از طولانی شدن این مقدمه این خبر تلخ را بازگو می کند که قرار شده است بنای طراحی و ساخته شده آرامگاه شاعر فقید استاد قیصر امین پور که فقط نیم میلیارد تومان برای آن هزینه شده است تخریب و نوسازی شود زیرا به طور کاملا تصادفی و اتفاقی ! این بنا شکل بنایی است که صدام حسین برای نکوداشت سربازان عراقی کشته شده در جنگ با ایران ساخته است !

می توان این گونه حدس زد که هنرمندان با لیاقت و کاردان و با تجربه از دایره اصول گرایی اخیر بیرون بوده اند بنابر این آنان در مسابقه طراحی راه نداشته اند و حضور آنها در چنین کارهایی بها دادن به فتنه گران تلقی شده است !

نیز می توان تصور کرد که معماران و طراحان قابل و لایق در این طرح مشارکت داشته اند اما طرح آنان به دلایلی کنار گذاشته شده است و دیگر این که به رغم رسیدن دهها طرح در این زمینه این مدیران باهوش  و با تجربه هستند که باید بهترین را انتخاب کنند و البته در اینجا بهترین چنین شده است.

ای کاش در جدال میان پدر  و برادران قیصر با همسر و فرزندانش بر سر دفن آن نازنین در گتوند یا بهشت زهرا همسرش برنده ماجرا بود تا اکنون مجبور نباشیم برای قیصر که در باورش نمی گنجید به بهانه او این گونه بیت المال در زحمت بی تدبیری مدیران بیفتد علاوه بر نیم میلیارد قبلی همین مبلغ را برای نوسازی و تغییر طرح آرامگاهش هزینه کنیم.

یاد مرحوم آقاسی صدراعظم ناصری به خیر که چا ه هایی را دستور کندن داده بود که اگر برای ملت آب نداشت برای مقنیان نان خوبی داشت.

گدا

شعر زیر را به صورت ناتمام در لابلای اشعار خود یافتم که مدت ها از طرح و شروع آن می گذشت . در این فرصت کامل شده  آن را در معرض دید و داوری دوستان ارجمند قرار می دهد هر چند که فضای این شعر با احساس و عاطفه مطلوب بسیاری از دوستان همخوانی ندارد اما همین که این دوستان آن را بخوانند و نقد کنند برای من مایه مباهات است.

پیشاپیش از این نقد و نگاه دوستان سپاس مند و سرفراز است.

گدا

نشسته است و شمارد به اشک رهگذران را          

 مگر که باز بیابد دوباره گرمی نان را

نشاط ساز همه شهر لحظه های جوانی               

  سپرده بود به نجوای غصه حجم دهان را

صدای سکه هر سنگفرش هستی او بود                

 برای او که به دل داشت رنج باج ستان را

کنار سرد خیابان به دور آتش یاران                         

شنیده بود کسانی چنین کنند چنان را

ولی خیالش زین حرف بی خیال نشسته است             

سپرده بود به دست خدا عنان امان را

ز بس که ذکر و دعا می شنید و گرسنه می خفت   

 نمی گرفت نگاهش فقیه مساله دان را

زهی گدای کنار گذر که از سر عزت                     

نمی خرید به نانی نگاه مرد دکان را

گدای میکده بود و صفای اشک نیازش                

دگر به خنده نمی کشت جان درد کشان را

بهار شاخه امید او جوانه زند کاش          

چنان که طی کند امسال رنج راه خزان را

شنبه

پس از مدت ها که فرصتی برای تقدیم شعر به دوستان عزیز فراهم نمی شد اکنون این غزل کوتاه را تقدیم می دارد:

شنبه

بی حوصله ام خسته تر از زردی پاییز

                                                دریاب دلی را که شد از فاصله لبریز

در گم شدن حس غروری که تو دادی

                                            برده است قرار از کف من گریه یک ریز

در خش خش برگ و سفر دانه به سرما

                                     خون می چکد از چشم مترسک سر جالیز

حالا که تو رفتی و غزل مرثیه خوان است

                                  ماندم من و شب های غم و بغض شباویز

برگرد در این شنبه آغاز جدایی

                                        بشکن به نگاهی اثر جمعه پرهیز!

دهانت را می بویند

هفته گذشته روزنامه اطلاعات در سرمقاله ویژه روزهای شنبه خود با ارائه آمارهایی نشان داده بود که با نمره صفر و زیر صفر هم می توان در دانشگاه - البته دانشگاه پیام نور!- پذیرفته شد (یادآوری این نکته دراینجابد نیست دوستان عزیز دست کم سرمقاله روزهای شنبه را که پنج ماهی است منتشر می شود بخوانند)

این یادداشت به دنبال یادداشت ۸ آبان همین روزنامه در همین موضوع بود. به هر روی پاسخی در باب مشکلات پیش روی آموزش عالی در شرایط کنونی نوشتم و برایشان فرستادم که سردبیر محترم پاسخ دادند در شرایط کنونی به دلیل فضایی خاص که در باره دانشگاه آزاد اسلامی حاکم است نمی توان مطال شما را به چاپ رساند!

اهم مفاد آن یادداشت چنین بود:

۱- دولت فخیمه می تواند برای مراکز پیام نور بی استاد و امکانات مطلوب دهها وصدها دانشجو معرفی کند تا واحدهای دانشگاه آزاد بی دانشجو بمانند.

۲- می توان بی حضور رسمی استاد برای همین دانشگاه های پیام نور که در روستاها و بخش ها تاسیس شده اند(دانشگاه های روستایی) رشته تحصیلی تاسیس کرد اما تاسیس همان رشته در دانشگاه آزاد با داشتن دست کم سه استادیار هم ناممکن است.

۳- دولت که برای خصوصی سازی دست از پا نمی شناسد میل دارد واحدهای دانشگاه آزاد با یک چهارم ظرفیت کار کنند واین همه سرمایه مردمی عاطل و بی کار بماند اما از آن طرف ۲۵۰۰ استاد با بودجه نفت و بیت المال به کار در دانشگاه پیام نور مشغول شوند.

۴- وزیرمحترم علوم اخیرا در سفرهای استانی به تمجید از دانشگاه آزاد و نکوهش این رفتارهای دانشگاه پیام نور زبان گشوده اند که نتیجه نشان می دهد چیزی جز یک تعارف مبالغه آمیز ایرانی نمی تواند باشد

۵- نتیجه این است که پیام نور توفیق یافته است ازشاگردان استادان دانشگاه آزاد که تازگی فوق لیسانس گرفته اند برای تدریس استفاده کند و همان استاد با مدرک مثلا دانشیاری از ناچاری و تعطیلی رشته تخصصی خود فارسی عمومی درس بدهد.

فراهم کردن این فضای دلگیر و تهی از انصاف و اعتدال کار آسانی نیست و کار هر کسی نیست و به همین دلیل است که اکنون برای به ثمر نشستن این طرح عظیم در دانشگاه های روستایی دهانت را می بویند که مبادا در رد این اندیشه تابناک و فکر بلیغ چیزی گفته باشی !

تبجیل از استاد بهنیا

مراسم جشن عید غدیر و نکوداشت استاد بهنیا در تالار فرهنگ کاشان برگزار شد. دوستداران و دانشجویان ایشان از شهر های قم و اصفهان و تهران و آران و بیدگل و کاشان خود را به تالار فرهنگ رسانیده بودند و تالار بیش از ظرفیت صندلی های خود میهمان داشت.

به جای شرح گزارش گونه این مراسم اجازه می خواهد حواشی این مراسم را بنگارد:

۱- حضور استاد دکتر دادبه ارزش و اعتبار این بزرگداشت را دو چندان کرد.

۲- تعدادی از شاعران در نکوداشت استاد بهنیا اشعاری خواندند.

۳- برخی همکاران امروز استاد بهنیا به دلایلی ترجیح داده بودند در مراسم نباشند.

۴- استادان ادبیات دانشگاه کاشان صمیمانه ومسوولانه در این مراسم شرکت کردند.

۵- برخی ترین ها در این مراسم چنین است:

مسن ترین شاگرد استاد بهنیا آقای سید محمود علوی نیا

دارای بالاترین مسوولیت اجرایی در بین شاگردان استاد آقای مجید محسنی معاون بانک مسکن استان قم

پرنام ترین دانشجوی استاد خانم ارمی گوینده اخبار رادیو پیام و رادیو ایران.

قدیم ترین دانشجوی ساختمان باشگاه حریر و مخمل دکتر حسین آذر پیوند.

۶- استاد بهنیا در سخنانی تاریخچه تاسیس گروه ادبیات را بیان کرد و از دانشجویان خوب و پیشرفت کرده نام برد : دکتر سعید خیرخواه دکتر حسین آذرپیوند ودکتر محمد رضا زمان احمدی

۷- عبدالرضا مدرس زاده از دانشجویان استاد قصیده ای را در ۳۵ بیت در شرح خدمات و شخصیت استاد بهنیا قرائت کرد.

۸- اشخاص و نهاد هایی که هدایایی به استاد بهنیا تقدیم کردند عبارتند از:

شهرداری کاشان - شورای اسلامی شهر- فرهنگستان زبان و ادب فارسی - کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان-دانشگاه آزاد اسلامی کاشان -دانشگاه کاشان -مرکز کاشان شناسی - اداره ارشاد کاشان - اداره ارشاد آران و بیدگل - انجمن ادبی صبا - انجمن ادبی کلیم کاشانی -  شرکت فرش مشهد اردهال- بانک مسکن استان قم و آقایان ساطع و علوی نیا و خانم علوی نیا و آقای عنایتی و خانم ها صدف ساز و تورج نوری و ... 

موج شور و شادی

در کمتر از ۴۸ ساعت به برگزاری همایش نکوداشت استاد بهنیا در کاشان با اعتراف به این که برگزاری این بزرگداشت سالها پیش از این هم ضرورت داشت و به تعویق افتاده بود خوشحالیم از این که در میان شاگردان دیروز و امروز استاد موجی از شور و نشاط شکل گرفته است که ما را به ادامه این راه و نکوداشت دیگر مشاهیر کاشان که هنوز حیات پربرکتشان ادامه دارد تشویق کرد.

امید است با حضور گرم و صمیمانه شیفتگان ولایت علوی در شب عید غدیر بتوانیم از این استاد ارجمند به نیکی تبجیل کنیم.

به امید دیدار دوستان در این مراسم.