افتخار ماندگاری برای افتخاری

در هشتمین همایش چهره های ماندگار که چند شب پیش برگزار شد در حالی که تعیین نماینده برگزیده بخش شعر و ادب و داستان نویسی از همایش امسال حذف شده بود آقای علیرضا افتخاری به عنوان شخصیت برگزیده و ماندگار عرصه موسیقی برگزیده شد که از همان لحظات پایانی همایش تا اکنون سایت ها و روزنامه ها به نقد و تحلیل آن می پردازند.

در همه این سالها جز دوره اول چهره های ماندگار که انتخاب افراد در سکوت یا با سر و صدای کم - به قیاس امروز- صورت گرفت بحث گزینش های جانبدارانه یا حتی دلجویانه از برخی مطرح بوده است .

البته اشکالی ندارد که در همایش ششم  انتخاب چهره ماندگار دفاع مقدس هم صورت بگیرد که این قبیل انتخاب ها جانبدارانه نیست اما این که در شور غوغای سیاسی علیه یک شخصیت هنری مانند علیرضا افتخاری - که متاسفانه در مواردی در نقد رفتار او  اخلاق انسانی و اسلامی هم قربانی شد- ناگهان از او به عنوان چهره ماندگار نام برده می شود بهت و حیرت ناظران رنگی از بدنگری و شک را به ماجرامی دهد و اگر در سالهای پیش کسانی چون استاد دکتر شفیعی کدکنی و دکتر مظاهر مصفا نپذیرفتند که چهره ماندگار شوند! در سالهای بعد شاید تردید کنندگان در این انتخاب شدن کم نباشند.

از طرف دیگر اگر ملاک انتخاب افراد را دارا بودن درجه استاد تمام هم بدانیم که هنرمندانی چون استاد کسایی و فرهاد فخرالدینی به آن رسیده اند آقای افتخاری شاید در مثال در حد استادیار در رشته خود باشند.

به هر روی این جایزه ۱۲ میلیونی مبارکشان باشد . هنر آنقدر ارزش و  قدر دارد و هنرمندان آنقدر مورد کم توجهی قرار می گیرند که ازاین گونه گزینش ها چاره ای جز شادمانی نداریم !

نکوداشت استاد بهنیا

چهارشنبه سوم آذر ماه جاری که شب عید غدیر است کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان مراسم جشن غدیر را با نکوداشت استاد ادبیات فارسی آقای دکتر عباس بهنیا برگزار می کند.

استاد بهنیا از معلمان پیش کسوت کاشان است که از سال ۱۳۶۴ مسوولیت راه اندازی و مدیریت گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ازاد اسلامی کاشان را تا سال ۱۳۷۷ بر عهده داشته است .

کارهای پژوهشی ایشان تصحیح دیوان سنجر کاشانی و رباعیات باباافضل مرقی است که با همکاری استادان دیگر مانند مرحوم استاد فیضی و استاد حسن عاطفی سامان نشر گرفته است.همچنین استاد در انتشار مجلات تخصصی انجمن ادبی صبا در سالهای قبل از انقلاب مشارکت جدی داشته است.

ما امیدواریم تجربه نکوداشت مشاهیر فرهنگی در روزگار حیاتشان در شهر ما نهادینه و مرسوم شود

از دوستان و همراهان عزیز به ویژه شاگردان استاد دعوت می کنم در این مراسم شرکت فرمایند.

چهارشنبه سوم آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۸ - کاشان خیابان نطنز تالار فرهنگ

 

برهنه تر از همیشه ؟!

اخیرا مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور بخشنامه ای از هم اکنون  به استقبال ماه محرم امسال رفته و علاوه بر تکرار ممنوعیت قمه زدن و نصب عکس های شگفت و غریب از امامان معصوم علیهم السلام از مداحان و به ویژه هیات امنای مساجد اکیدا درخواست کرده است به هنگام سینه زدن برهنه شدن مردان را مانع شوند.

هنوز این بخشنامه از دبیرخانه مرکز امور مساجد بیرون نرفته است که برخی مداحان صاحب نام تهران بر اساس اخلاق  و منش اسلامی !با تندی و پرخاش  این بخشنامه را محکوم کرده اند یعنی این که در شب عاشورا تا خلق الله لخت نشوند و سینه پر موی و ستبر خویش بر محرم و نامحرم نگشایند(که بعد هم البته فیلم آن تا درون همه خانه ها خواهد رفت) ترویج فرهنگ عاشورا و تعظیم شعائر شدنی نیست.

این ماجرا مرا به یاد ده سال پیش انداخت که در یکی از هیات های کاشان ده شب سخنرانی داشتم و مداحی که از تهران آورده بودند و هر شب تعدادی نعره کش و به زور گریه کن را با خود به مجلس می آورد توصیه کرده بود (یا شاید جوان ها جو گیر شده بودند) که با بدن برهنه سینه زنی کنند.

شب بعد از این طرح زشت در سخنان خود این رفتار را محکوم کردم زیرا در این مجلس به خلاف موارد مشابه پرده بخش زنانه هم بیش از یک متر ارتفاع نداشت که آن زشتی بیشتر نمود داشت.

بگذریم از جو سازی هایی که آن گروه خاص بر حاشیه سخنان من پیش آوردند که ذکر آن نفثه المصدوری بیش نیست.

در دانشگاه ما پرده بزرگی نصب شده است که جملاتی از نامه چارلی چاپلین به دخترش در باره فرهنگ برهنگی در غرب است و این که مثلا او را از چنین فرهنگی برحذر داشته است.

اما اکنون کسی هست بگوید که آیا برهنگی صرفا همان است که چادر درمان آن است یا این قبیل تاخت و تازهای برخی مداحان محترم هم نمادی از برهنگی و عریانی عقل و فرهنگ در سرزمینی است که در ۲۵۰۰ سال پیش یک تصویر مرد یا زن  برهنه در سنگ کاری های تخت جمشیدش نیست

سرنوشت گل

امروز معارفه رییس جدید دانشگاه ازاد اسلامی واحد کاشان آقای دکتر  دیاری بود که جانشین آقای مهندس تقی مهندس می شدند.

درمراسم حکم آقای دکتر جاسبی قرائت شد و دکتر دیاری اهداف و برنامه های خود را دقیق و منظم به تفکیک معاونت ها بیان کرد.

دراثنای مراسم به اشاره رییس سابق ماموریت یافتم از جانب سی تن جمع حاضر که مدیران گروههای آموزشی و اداری و اجرایی دانشگاه بودند سخنانی بیان کنم.

سخنم را با این بیت حافظ آغاز کردم:

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن                 مقدمش یارب مبارک باد بر سرو و سمن

سپس از فرصت بی بازگشت و زود گذر مسوولیت یاد کردم و ضمن سپاس از تلاش های آقای مهندس به رییس جدید با خواندن این بیت:

در سرنوشت گل دو حقیقت رقم زدند               روزی به باغ آمد و روزی به باد رفت

یادآور شدم که این فرصت خدمت کردن را قدر بدانند و ...

در حاشیه مراسم:

۱- همه مدیران گروه و مدیران اداری(ستادی) و برخی معاونان و روسای قبلی دانشگاه در مراسم حضور داشتند.

۲- وقتی مداح اهل بیت مرثیه می خواند با دیدن عکس روسای قبلی دانشگاه فکر کرده بود اینها استادان مرحوم هستند و از دانشگاه تقدیر کرد که یاد آنان را گرامی می دارد!!

۳- قرار شد با حضور دکتر جاسبی یا دکتر مظاهری که برای افتتاح طرح های دانشگاه خواهند آمد مراسم تقدیر از زحمات رییس قبلی برگزار شود.

۴- حجت الاسلام بیگی دبیر شورای فرهنگی منطقه از واژه "محاسن" در باره شخصیت دکتر دیاری استفاده کرد که با توجه به چهره بی ریش ایشان ایهامی معنی دار پدید می آورد!

۵- در پایان مدیران ارشد دانشگاه یک یک با مهندس مهندس روی بوسی و خداحافظی کردند.

۶- آقای مهندس به سمت معاونت عمرانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات اصفهان برگزیده شده است که اولین کاشانی است که در خانواده دانشگاه آزاد در اصفهان سمت می گیرد.

۲-

آیین نگارش در بانک ملی

عصرامروز نخستین جلسه کارگاه آیین نگارش و درست نویسی با حضور سی تن از مدیران ارشد بانک ملی شهرستان کاشان برگزار شد.

رییس شعب کاشان در سخنانی ازاهمیت کار سخن راند و بنده هم در سخنان افتتاحیه خود از نقش زبان فارسی و اهمیت تاریخی آن سخن راندم از جمله از استناد دکتر ولایتی وزیر خارجه وقت  در مذاکره با عراق یاد کردم که با توجه به متن شاهنامه فردوسی اروند را به جای شط العرب به عراق تفهیم کرده بود.

این نکته دردناک را هم گفتم که ما مردم معمولا پیشنهاد یک شاگرد مکانیک درس ناخوانده را برای تعمیر خودرو خود می پذیریم و یا تشخیص درست یا نادرست پزشک را برای حفظ سلامت خود دنبال می کنیم اما پیشنهاد های معلم ادبیات با همه علمی بودن و نیازی که برای درست نویسی داریم و شخصیت ما به آن وابسته است الزام آور نیست زیرا از نوشتن غلط های املایی آسمان به زمین نمی آید.

در ادامه نمونه هایی از جمله های غلط را نوشتم که مایه حیرت و شگفتی بود(سعی می کنم برای دوستان بنویسم)

در پایان جلسه و به هنگام بازگشت با خود فکر می کردم سهم هر معلم ادبیات جز کلاس رفتن و درس دادن همیشگی در حفظ و پاسداشت زبان فارسی چقدر است به عبارت دیگر یک استاد ادبیات در طول سال برای حفظ زبان فارسی چقدر مایه می گذارد؟  

با دکتر سید محمد علوی مقدم

در همایش اخیر انجمن استادان  ادبیات فراسی که در شهر سبزوار برگزار شد فرصتی به دست آمد تا میهمانان و اعضای همایش از کتابخانه شخصی استاد دکتر سید محمد علوی مقدم بازدید کنیم.

استاد که بازنشسته دانشگاه فردسی مشهد هستند اکنون در دانشگاه آزاد اسلامی زادگاه خود سبزوار در دوره دکتری تدریس دارند و به جهت نیت خیر و فکر بلند و آزادگی و مناعت طبعی که داشته اند چند هزار جلد کتاب خود را در خانه ای که خریده اند به عنوان کتابخانه نهاده اند تا دانشجویان از آنها استفاده کنند.

استاد در سخنان خود خاطراتی از شیوه کتاب خریدن را بازگو کردند واین که در سفر مطالعاتی به مصر در پیش از انقلاب بسیاری کتب نایات را فراهم کرده اند و به شوخی بازگفتند که همسرشان همیشه از این کتاب خریدن ها ناراحت بوده اند.!

استاد فرزند برومندشان دکتر مهیار علوی مقدم را هم به وادی ادبیات سوق داده اند که از این جهت خدمتی دیگر به ادبیات و زبان فارسی کرده اند.

امید است که این روش و سلوک معنوی معلمی سالخورده و آزاده را دیگر همکاران ایشان و به ویژه مردمان دیگر اقشار و اصناف پیشه خود قرار دهند.

حرمت شرعی راه آهن؟!

در شهر سبزوار و در حاشیه همایش انجمن استادان ادبیات فارسی در شهر گشتی زدم و آرامگاه حاج ملا هادی سبزواری و بنای یادبود واعظ کاشفی و مسجد جامع شهر را که یادآور قیام خونین سربداران بود بازدید کردم.

در اثنای این گشت و گذار از دوستم دکتر سعید روزبهانی پرسیدم چرا راه آهن تهران مشهد از نیشابور عبور می کند ولی از پنجاه کیلومتری سبزوار رد می شود در پاسخ گفت در دوران پهلوی دوم نزدیک هفتاد سال پیش که این خط آهن ساخته می شد علمای شهر سبزوار با طرح این نکته که به بهانه ساخت راه آهن پای مهندسان و کارگران روس به این شهر مذهبی باز می شود و ایمان و اعتقاد مردم شهر قربانی رفتارهای دور از شئون آنان می شود در برابر شرکت دولتی راه آهن ایران مقاومت می کنند و آنها را مجبور به تغییر مسیر از فاصله پنجاه کیلومتری شهر می کنند!

البته  برای من که در شهر خود نمونه هایی از این تعصب ها مانند اقدام خودجوش مومنان برای تخریب باغ فین در اول انقلاب و نیز رفتار کنونی با سهراب سپهری را دیده ام چندان جای تعجب نبود شما چه نظری دارید؟  

آفتاب آمد دلیل آفتاب

یکی از دانشجویان ظریف و نکته سنج امروز می گفت انحلال یک شبه و لحظه ای دانشگاه علوم پزشکی ایران این نکته را به ذهن متبادر می کند که دولت نازنین دهم قصد داشته است با دست بردن در ترکیب اعضای هیات امنای دانشگاه ازاد اسلامی و اکثریت دادن به اعضای دولتی آن این دانشگاه را هم یک شبه منحل کند و کابوس وحشتناک بی امکاناتی دانشگاه های پیام نور و علمی - کاربردی را برطرف کند و در همان فرصت کوتاه یک شبه دویست و پنجاه هزار میلیارد دارایی و اموال را در خزانه خود نگهداری کند.

برای این دانشجو پاسخی نداشتم اما ناگاه به یاد تدبیر مقام معظم رهبری افتادم که طرفین ماجرا را سر جای خود نشاندند.

قاف حرف آخر عشق حرف اول نام او بود

امروز سالگرد درگذشت شاعر بزرگ معاصر شادروان قیصر امین پور است که ناباورانه از میان ما رفت و ایران امروز را از داشتن شاعری با آینده ای درخشان تر محروم ساخت.

قیصر مرد لحظه های پر شور و حرارت شعر بود و با زندگی شاعرانه اش بهترین شعر زندگی را نیز سرود. کاش او را امروز در این دقیقه های نا مفهوم و بی ارزش روزمرگی با خود داشتیم.

برای او بسیار نوشته اند و او را به گوناگون شکل هایی توصیف کرده اندکه البته طبق معمول نتیجه آن شده است که گوینده می خواسته است و از این روست که توصیف از او کار کسی چون خود اوست !

امروز را که روز اوست گرامی می داریم و خدای را به دعا می خوانیم که روح بلند او را نزد خویش شاد بدارد.آمین

 

انجمن استادان ادبیات

هفته آینده روزهای ۱۰ و ۱۱ آبان پنجمین همایش دو سالانه پژوهش های ادبی را دانشگاه سبزوار و انجمن علمی استادان زبان و ادبیات فارسی با حضور ۲۰۰ تن از استادان ادبیات و دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری ادبیات فارسی در شهر سبزوار برگزار می کنند

 

روز نکوداشت ابوالفضل بیهقی

اول آبان روز بزرگداشت ابوالفضل بیهقی است اما به دلیل تشخیص دولت محترم این روز ثبت رسمی پیدا نکرده است . از حسن اتفاق در حال نگارش مقاله ای با موضوع کارنامه بیهقی پژوهی بودم که برخی از نکات آن را در اینجا تقدیم می دارد:

۱- نخستین چاپ از کتاب تاریخ بیهقی را مورلی دانشمند انگلیسی در ۱۸۶۳ در کلکته هند انجام داد و این نشان می دهد که این کتاب در آنجا که در آن روزگار مهد زبان فارسی بوده است ارزش و اعتبار داشته است.

۲- فقط ۶۳ سال بعد این کتاب در سال ۱۳۰۵ خورشیدی به پایمردی مرحوم سید احمد ادیب پیشاوری در ایران به چاپ می رسد.

۳- در روزهای ۱۹ تا ۲۵ شهریور ۱۳۴۹ همایش هزاره بیهقی در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار می شود که تا امروز در نوع خود بی تکرار مانده است مگر یکی دو مراسم کوچک و محلی.

۴- تصحیح درست و دقیق استاد فقید دکتر علی اکبر فیاض از تاریخ بیهقی نقطه عطفی در بیهقی پژوهی است هر چند این استاد بزرگ که در سال ۱۳۵۰ درگذشت متن چاپی کار خود را ندید.

۵- آخرین تصحیح تاریخ بیهقی را آقایان دکتر یاحقی و مهدی سیدی سال ۱۳۸۸ منتشر کرده اند و شگفت این که به رغم یافتن نسخه های بسیار دیگر آنان نتوانسته اند حتی یک جمله بیش از آنچه که هست بر متن بیهقی که در اصل سی جلد بوده است بیفزایند.

اگر باور داریم که متن تاریخ بیهقی با همین افتادگی ها و کاستی ها یکی از مهم ترین و بهترین متون ادبی ماست این گونه با آن رفتار کردن و کنار نهادنش کم لطفی و ناسپاسی است.

بیهقی با صراحت و صمیمیت با ما سخن می گوید و عبرت ها را پیش دیدگان ما قرار می دهد :آنگاه که هارون الرشید برای دفع فتنه خراسان عازم آنجا می شود و نصیحت آل برمک را به یاد می آورد و افسوس می خورد که چرا به پند آنان گوش نکرد و با یک جهان اندوه و حسرت می گوید: دریغا آل برمک انسان ناپایداری قدرت و  بی دوام بودن آن و ارزش مردان سیاست را در می یابد یا هنگامی که قاضی بست به همه نیازی که دارد کیسه های زر دربار غرنوی را رد می کند انسان برای فقدان این روحیه آزادگی و قناعت دچار درد و اندوه می شود. یادش گرامی باد