پس از سخنرانی بنده در هفتمین جشن سالانه گلاب گیری در شهر برزک برخی از جوانان پاک نیت و صادق و البته احساساتی در سخنانی که منتشر کرده اند سیل شدید تیرماه ۸۶ برزک و قمصر و برف سنگین و بی حاصل و پر خسارت زمستان پارسال را و خشکسالی بهار امسال را معلول طرب کاری و از مدار اسلامی خارج شدن رفتارهایی دانسته اند که جوانان در این جشنواره از خود نشان داده اند.
در این که منطق ما ایرانیان بر آمده از احساسات آنی است شکی نیست ولی درد اینجاست که از این احساسات تند و مخلصانه عده ای که پشت پرده امور نشسته اند بهره برداری سیاسی می کنند(مانند فریاد های غریبانه بر سر گرانی شهریه دانشگاه آزاد اسلامی که ماهیت پشت پرده آن دیگر برای همگان آشکار شده است) این نقد منفی کردن از جشنواره گلابگیری هم لگد زدن به شیر مرده است و دیگر برای برخی از دوستان ارزش و اعتبار کسب نمی کند. عجالتا ذکر چند نکته را مناسب می داند:
۱- تقصیر ها را به گردن طبیعت انداختن و این که طبیعت پاسخ لهو لعب ما را با سیل و زلزله می دهد دیگر از ادعاها و اثبات های سلطان حسین صفوی است که در هزاره سوم مصرفی ندارد. البته ما بیش از این جوانان متدین و احساسی معتقد هستیم که اذا تغیر السلطان تغییر الزمان. این سلطان می تواند یک بخشدار و امام جمعه یا شخص اول هر کشوری باشد و داستان بهرام آن در شاهنامه فردوسی و مرزبان نامه آمده است .اما دوستان ما جواب بدهند که اگر همان قمصر و برزک در طول این سالهای شعار زدگی ازنعمت سدی بزرگ برخوردار بود این سیل به میلیون ها متر مکعب آب زلال قابل مصرف تبدیل نمی شد؟ ضمن اینکه سیل راه خود را پس از پنجاه سال بلد است ما بر سر راه او خانه و باغ ساخته ایم و سیل آنها را کنار می زند و می رود.
۲- اگر این تاثیر مستقیم جشنواره و خشکسالی را احساسی معتقد باشیم باید انتظار داشته باشیم جاهایی مانند مشهد و جمکران و قم و آقا علی عباس که عصاره فضائل انسانی و معنوی در آنها جمع می شود بهشت روی زمین باشد ولی ...
۳- همچنین اگر برزک و قمصر به قدوم جوانان افیونی و مشروب خوار(آن گونه این احساس گرایان می گویند) آلوده است شهری چونان قم که مرکز فقه تشیع است و هزاران مرد با تقوا و نماز شب خوان و روحانی در خو دارد نباید...
۴- از سوی دیگر در این هفت سال جشنواره سالهایی داشته ایم که آب فراوان و طبیعت با مادوست بوده است و نعمت میوه و سبزی و ... زیاد بوده است چرا در آن روز نگفتید که از برکت نیت هایی که به شاد کردن دل مردم کمر همت بسته اند طبیعت روی خوش نشان می دهد.
۵- چرا کسی نمی گوید که این جماعت جوان خوش گذران ۳۶۵ روز بقیه سال را کجاست و چه می کند و چه بلایی به سر او می آید که یک روز حضور او در قمصر و برزک پیداست. آیا آقایان علمای گرامی که جشنواره را تحریم می کنند برای این سیل جمعیت جوان که با یک دکمه زدن رایانه صدها هزار سایت ضد اخلاقی پیش چشمش گشوده می شود چه برنامه ای را مناسب جایگزینی می دانند. آقایان علمای محترم هیچگاه به فکر افتاده اند که به مردم بگویند : رنگ مشکی در اسلام مکروه است؟ اسلام دین عزاداری سوم و هفت و چهلم نیست. اسلام بلند فرستادن صلوات را به شکل نعره کشیدن قبول ندارد. اسلام فرق زنا و ازدواج را در شکل ظاهری اش دف زدن و شادی کردن می داند۰ اسلام موافق همیشه قبرستان رفتن و با اموات سر و کار داشتن نیست . اسلام دین زندگی و سازندگی دنیا برای آبادی آخرت است . اسلام دین راستی و درستی و چهره شاداب به دور از عبوسی و اخم است و هزاران مولفه دیگر برای این دین نازنین و غریب و معصوم را آیا علما به مردم گفته اند و یا به تعبیر آقای قرائتی علما و واعظان ما در دین مداری حکم گاز آشک آور را دارند!
شاید هم این دیدگاه ها از آنجا ناشی می شود که علما و مبلغان دینی ما راه های شاد کردن جامعه و مردم را نمی دانند لذا صورت مساله را پاک می کنند
۶- آیا علمای ما به راستی معتقد نیستند که حق الناس ها و دروغ ها و بی حرمتی ها و ریختن آبروی مردم و از بیت المال بیت الحال درست کردن ها و در دایره زندگی دو زیستی و سرشار ریا عمر گذرانیدن از پیدایی چند تار موی دختران و خالکوبی پسران بدتر است و اینها زودتر عذاب و خشم الهی را فراهم می کند؟ البته در برزک هم گفتم گناه گناه است و هر جا باشد آثار تخریبی آ ن رحمت الهی را از انسان می گیرد.
امید است اکنون پس از سی سال زندگی پر خاطره در سایه حکومت اسلامی که خداوند فقیهان و علما را برای خدمت به مردم و توسعه حاکمیت خویش در معرض آزمون قرار داده است از دیدگاههای احساسی و سیاسی به منطق حکمت و خرد ورزی روی آوریم. ایدون باد.