واعظان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند
۱- فرمانده نیروی انتظامی و رییس راهنمایی و رانندگی شهری در استان کرمان در خیابان متوجه ایستادن ۴ خودرو در محل ممنوع می شوند با دستور فرمانده هر چهار خودرو اعمال قانون می شوند(جریمه) فردا خبر می رسد که یکی از این چهار خودرو متعلق به حضرت آقای امام جمعه است و ایشان به شدت از این که قانون در باره ایشان اجرا شده است ناراحت اند و درخواست کرده اند رییس راهنمایی و رانندگی به شهری دیگر تبعید شود و بناچار و متاسفانه با تمکین و سازش فرمانده نیروی انتظامی آن شهر مامور وظیفه شناس با از دست دادن خانه سازمانی به شهری دیگر تبعید می شود و چون حکم تبعید دارد در آن شهر به او خانه هم نمی دهند و خود خانه اجاره می کند و دیگر درد سرها - پس فردای این واقعه امام جمعه در آغاز خطبه اول و دوم نماز خود و دیگران را به تقوای الهی دعوت می کند(نام ایشان و شهرشان محفوظ است)
۲- فرماندار مرکز استان الف در حالی که کمربند نبسته است و در حال رانندگی است جریمه می شود وقتی خود را معرفی می کند آن مامور غیرت مند می گوید هر که می خواهی باش . از فردای آن روز فرماندار محترم یکی یکی خانه های سازمانی دولتی را که در اختیار نیروی انتظامی قرار داده است باز پس می گیرد.(نام و نشان محفوظ است)
۳- رییس یک مرکز آموزش عالی غیر انتفاعی جرمش این است که پس از سی سال جهادگری از خدا غافل شده و نامزد انتخابات شده و در برابر نامزد عدالت محور و اصولگرایی قد علم کرده است و طبیعی است که اینک رای هم نیاورده است . آن نماینده خدمتگذار مردم هر روز از وزارت علوم می خواهد که ایشان را برکنار کنند و البته این اتفاق می افتد.
اینها فقط چند نمونه است و البته در برابر رفتار انسان های مخلص و قانون مند که عبور از چراغ قرمز را هم گناه کبیره می دانند تعدادی نیست و قصد ما هم سیاه نمایی و بزرگ جلوه دادن خطا ها نیست ولی این سه رفتار را که در این یک هفته من شنیده ام و خواب و آرامش را از من ربوده است چگونه می توان توجیه کرد . یک امام جمعه و یک فرماندار و یک نماینده مجلس. هرچند اینان به لحاظ شخصی ممکن است عددی نباشند که اگر بودند اینگونه کوتاه منشانه و خودخواهانه رفتار نمی کردند اما آیا اینان نمی دانند که جایگاهشان به ولی فقیه و دولت اسلامی متصل است واز سویی آن افسران محترم و همکارانشان دیگر باید با چه دلگرمی اعمال قانون کنند.
بارها وبارها شنیده ایم که نخست وزیر یک کشور اروپایی به علت شتاب و عجله و داشتن سرعت بالا جریمه شده است و هفته گذشته شنیدیم که پلیس ایتالیا دهها بار برگ احضاریه برای نخست وزیر این کشور فرستاده و برلوسکونی رکورد دار احضار شدن از سوی قانون را در میان مقامات سیاسی دنیا دارد اما او و دیگران در آن کشور هایی که تقوای الهی به زعم ما حاکم نیست این درک را دارند که حاکمیت وجدان و قانون عرفی موثر تر از قانون الهی است زیرا در حدیث است که آنچه عقل و عرف انسان را از آن باز می دارد بیش از شرع است.
سعدی بزرگ هفتصد سال پیش گفته است:
اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی برآورند غلامان او درخت از بیخ
مرتب از هم نپرسیم که چرا سخنها تاثیر نمی کند کمی به خود نگاه کنیم و به یاد آوریم که اسلام می فرماید کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم:مردم را با غیر زبانتان(در عمل) دعوت کننده باشید.اگر آقای فرماندار و امام جمعه در نامه ای به نیروی انتظامی از این اقدام آنان تشکر می کردند آیا موجی از عملگرایی و الگو آفرینی و دلگرمی و قانون مداری جامعه را فرا نمی گرفت و همین رسانه ملی در بخش ۳۰/۲۰ آن را با آب و تاب پخش نمی کرد و آنگاه سرفرازی و شکوه آن قیمتی بیش از یک جریمه بیست هزار تومانی برای مردم و اسلام و مسلمین نداشت؟به کار نبستیم سخن مولایمان علی علیه السلام را که فرمود امر به معروف کنید تا بدان بر شما حاکم نشوند. اینک چه کسی می تواند از سایه حکومت چنین قانون شکنان بی خاصیت و بی ارزشی رهایی یابد و ننگ وجودشان را از دامان حکومت اسلامی پاک کند؟
گوهر گرانبهای حکومت اسلامی و نظام ولایی در دست ماست اجازه ندهیم عده ای بی خاصیت و پر مدعا و نو کیسه و نو دولت اینگونه حیثیت و اعتقاد و شخصیت عمومی ما را به بازی بگیرند.
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد