دیروز  خواندن کتاب نفحات نفت نوشته نویسنده جوان آقای رضا امیرخانی را به پایان رساندم. رضا امیر خانی نویسنده اصولگرا و مذهبی در سالهای اخیر با نوشتن کتاب هایی مانند بیوتن و ارمیا و ناصر ارمنی و اخیرا کتاب نفحات نفت شهرت و جایگاهی شایسته را نزد اهل کتاب و مطالعه پیدا کرده است و به قول ناشر همین کتاب نفحات نفت با وجود اصولگرا بودن نویسنده  نوشته هایش خواننده دارد(نمی دانم منظورشان این است که مطالب اصولگرایان ارزش خواندن ندارد و این یکی استثنائا... !)

به هر روی نویسنده در این کتاب که در یک سال اخیر و در این برهوت کتاب نخواندن پنج بار تاکنون به چاپ رسیده است داستان بلای خانمانسوزی به نام نفت را شرح می دهد که بر فرهنگ و اقتصاد و حزب گرایی و مدیریت ایرانی سایه انداخته است و در واقع نفت چرخ های پیشرفت ایران را برای همیشه قفل کرده است(منظور پیشرفتی که قرار بود ایران از ژاپن و کره و مالزی و اخیرا سنگاپور و بعد جیبوتی و گابن سبقت بگیرد و ...)

این موضوع بیشتر نقمت بودن نفت خام تا نعمت بودنش را پیشتر هم استاد بزرگ دکتر محمد علی اسلامی ندوشن در مطاوی آثارش بدان پرداخته بود و اینک این نویسنده جوان (که تجربه اقامت در آمریکا و دیدار از ۴۰ کشور دنیا را دارد)به شکلی امروزی تر که مورد پسند نسل جوان امروز است آن را مورد توجه قرار داده است.

کتاب مانند دیگر آثار امیرخانی دارای شیوه نگارش خاص خود اوست به گونه ای که این ناشر  هم مجبور شده است در آغاز کتاب توضیح دهد که شیوه نگارش از اصرار شخص نویسنده ناشی شده است.

نویسنده در سراسر کتاب با واژه دولتی که آن را دو +لتی خوانده است(لت یعنی لنگه یا تخته در) واژه جدید سه لتی را ساخته است یعنی کسانی که دری بزرگتر از امکانات و قدرت و ... در اختیار دارند و سراسر کتاب با این طنز سه لتی کار را پیش برده است.

سر راست ترین انتقاد از نویسنده کتاب آن است که در این کتاب بحث ورزش و به طور خاص استقلال و پیروزی و علی پروین و استیل آذین دارای فصلی خاص هستند تا بلایی که نفت بر سر ورزش آورده است نشان داده شود اما نویسندهاصولگرا ترجیح داده است از دانشگاه آزاد اسلامی که گل سر سبد خصوصی سازی در این وانفسای نفت زدگی است در حد یک صفحه بنویسید تا رضایت دوستان هم جناحی اش را حفظ کرده باشد آن هم نه با جملاتی جان دار و نفحه بخش!

این جانبداری جناحی را از آن رو انگشت می نهم که نویسنده در کتاب سرلوحه ها از سید محمد خاتمی رییس جمهوری وقت گله کرده است که چرا شهردار وقت (محمود احمدی نژاد) را به هیات دولت راه نمی دهد اما کمی بعد نتوانسته است از رییس جمهورحاضر انتقاد کند که چرا با شهردار کنونی تهران همین رفتار را دارد؟

نام کتاب هم نقیضه ای است بر ترکیب نفحات صبح شیخ اجل سعدی که فرموده است:

نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم       که به روی دوست ماند که برافکند نقابی

 بدرود تا درودی دیگر.