سوکواره از جشنواره بهتر است !!!
صبح جمعه با پیامک یکی از دوستان متوجه برنامه جشنواره گل و گلاب شدم که به صورت زنده از روستای لاله زار در شهرستان بردسیر استان کرمان پخش می شد و به یاد آوردم که در سال ۱۳۸۰ فرماندار وقت کاشان با چه مرارت و دشواری ای این جشنواره را در کاشان و قمصر وبرزک راه اندازی کرده بود و در این سالهای نزدیک به ما به دلیل پاره ای مسایل به جشن گل محمدی تغییر نام یافت و امسال هم برگزار نشد.
برگزاری جشنواره گل و گلاب از حس اتفاق با فراهم کردن زیر ساخت های گردشگری در کاشان همزمان شده بود و همه می دانیم که گردشگر و مسافر میلیونی این سالها که در نوروز و اردیبهشت به کاشان می آمدند مرهون ا ین حسن ابتکار و مدیریت صحیح بود.
البته اعتراف می کنیم که در این کار هم روحیه خاص ایرانی و البته کاشانی وارد عمل شد و افراط و تفریط نقش خود را ایفا کرد به گونه ای که بخش هایی از جشنواره هر سال مورد نقد و اعتراض برخی متدینین و متشرعان بود که در مواردی حق با آنان بود و از طرفی جوانانی که از کودکی آداب شادی کردن را نیاموخته بودند (و همان متدینان صاحب منبر و محراب آن را آموزش نداده بودند) نمی دانستند در مراسمی رسمی و ملی چگونه باید شادی کرد و نتیجه این شد که پیش روی ماست.
اما از سوی دیگر نمی بایست ساده ترین کار یعنی پاک کردن صورت مساله را انتخاب می کردیم و از در دین وارد می شدیم و به قول امام جمعه یکی از بخش های اطراف کاشان بهانه می کردیم که در اسلام جشنواره نداریم و در روایات چنین چیزی نیامده است!
آیا این سخن به معنی آن نیست که برخی علمای ما فقط آداب سوکمندی و اشک آوری را از دین فرا گرفته اند؟ و چون خود روش شادی آفرینی را نمی دانند مردم را هم از آن باز می دارند و این مقدار نمی دانیم که جامعه برای شادی کردن که نیاز اوست منتظر فتوا و فرمان ما نمی ماند و کار خود می کند؟
آنها که با برگزاری جشنواره در هر موضوعش مخالف اند لطفا ما را راهنمایی فرمایند که نسخه جایگزین شان در این باره چیست؟
جامعه جوان و شاداب ایران اسلامی به همان اندازه به جشنواره نیاز دارد که به اعتکاف.
