دو هفته ای بود که ارتباط من با دنیای مجازی رسانه ای قطع بود و بناچار به جای سایت های خبری داخلی به رسانه ملی بیشتر پناه بردم. از گوشه و کنار شنیدم که اهالی بازار برخی شهرها برای استراحت بیشتر و دادن فرصت فکر کردن بیشتر به دولت برای قانون مالیات مغازه ها را نگشوده اند(بسته اند!). اما دیدم رسانه ملی اخبار مهمتری را پیش رو دارد که در خلاصه و مشروح و تحلیل خبر به آنها می پردازد از جمله شکست ائتلاف در دولت اوکراین و ...
یاد کردن از همایش دین و دنیای جدید هم که چون خاتمی میزبان آن بود اصلا مناسب شان رسانه ملی نبود و پخش اخبار آن لابد برای مردم بد آموزی دارد. این هم که آن همه شخصیت خارجی به یزد رفتند و از خاتمی تبجیل کردند اصلا ارزش خبری ندارد . مهم این است که رییس مجلس با وزیر خارجه پیشین روسیه دیدار کرده و آقای متکی با وزیر خارجه قزاقستان!
منظور من از طرح این مسایل بی آن که سیاسی باشد صرفا به جنبه اخلاقی آن بر می گردد و ابراز این آرزوی شبیه به محال که ای کاش از انصاف و راستی و اعتدال دور نشویم.آمین
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 20:31  توسط مدرس زاده
|
امروز یکی از همکاران دانشگاهی تعریف می کرد که یکی از دوستانش فارغ التحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور ساوه است اما برای تدریس به هر کدام از دانشگاه های پیام نور و جامع علمی کاربردی که سر زده است گفته اند بخشنامه ای صادر شده است که دانشگاه های پیام نور به فارغ التحصیلان خود کلاس ندهند.
با این وجود شان و جایگاه دانشگاه پیام نور و ارزش محصولات آن آشکار شد.یاد جمله حضرت امام در بهشت زهرا افتادم که گفته بود این آدم(شاه)که خودش هم خودش را قبول ندارد...
دانشگاهی که در دولت مهرورز نهم صرفا برای درافتادن با دانشگاه آزاد اسلامی تجهیز شد و به میدان فرستاده شد نتیجه ای بهتر از این نمی تواند داشته باشد.
آیا مسوولان نازنین دولت کنونی برای عدم کیفیت آموزشی این دانشگاه که جوانان ایرانی را معطل خود کرده است و چند سال بعد خواهند فهمید که ای کاش دانشگاه آزاد را رها نکرده بودند پاسخی در دنیا و آخرت دارند؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 20:22  توسط مدرس زاده
|
در میا ن عکس های خبری برگزیده هفته در رسانه ملی ناگهان عکس دختر جوانی آمد که در حالی که موهایش آشکار بود و آستین کوتاه مانتو اش به سمت آرنج به عقب رفته بود عکس زیبایی از آقای احمدی نژاد را سر دست بلند کرده بود.
این نکته مقدمه ای شد برای نقد این رفتار ما مردم که متاسفانه همه چیز ما دارد فدای رفتار های سیاسی می شود. فراموش نمی کنیم که در دولت خاتمی گناه نابخشودنی ایشان داشتن چنین هوادارانی بود که از او درخواست آزادی و دیگر مقتضیات جامعه مدنی را داشتند(نقد آن دوره را هم روزی خواهم نوشت تا به یکسو نگری متهم نباشم).
اینک که بحث های انتخابات دولت دهم آغاز شده است باز هم از این صحنه هایی را که در دولت قبل گناه نابخشودنی بود و امروز برای ترویج و بقای اندیشه اصول گرایی به آن نیاز است شاهد خواهیم بود.
آیا فکر می کنیم خداوند از این همه افراط و تفریط و حق و ناحق کردن و پیرو سیاست یک بام و دو هوا بودن که به قیمت ریختن آبروی دیگران تمام می شود درخواهد گذشت؟
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد وای اگر از پس امروز بود فردایی
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 20:14  توسط مدرس زاده
|
عید فطر جشن بندگی انسان و پیروزی او بر شیطان نفس است. آنها که یک ماه ربنای افطار و دعای سحر را نیوشیده اند اینک قدر این جشن آسمانی را می دانند. عید فطر بر شما مبارک باد.
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:54  توسط مدرس زاده
|
در بخش نخست به بررسی رفتار های خاص آقای کلهر مشاور محترم رسانه ای آقای رییس جمهوری پرداختیم که ظاهرا نتیجه داد و ایشان به دستور رییس جمهوری موهای دم اسبی خویش را کوتاه فرمودند. در این بخش به یکی دو نکته در باره جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی می پردازیم(خوانندگان محترم مطلب تصدیق می کنند که بحث ما سیاسی نیست و صرفا در حوزه فرهنگی و اخلاقی است )
نخستین آشنایی و دیدار نگارنده با ایشان در همایش بین المللی امیر خسرو دهلوی در هند بود که در اولین نوروز به قدرت رسیدن ایشان و ریاست متبوعشان بود. از ایشان به عنوان نماینده عالی دولت ایران برای شرکت در نشست افتتاحیه و هیات رییسه دعوت شد . بیشتر وقت را ایشان در حضور صدها تن با گردن افتاده و خمیازه کشیدن و گاهی بسته شدن چشم ها گذراندند تا این که نوبت به سخنرانی شان رسید . متنی برای ایشان نوشته بودند که ایشان مظلومانه از خواندن آن عاجز بودند و دکتر بشید سخاورز نویسنده و ادیب افغانی فقط سه صفحه غلط های نگارشی و لفظی ایشان را یادداشت برداشت و جالب توجه این که در بازگشت به ایران ایشان به مهندس سیف الله امینیان معاون وقت خود گفته بود که یکی دو غلط بیش نداشتم و متن در لحظات آخر قبل از سفر آماده شده بود.
سال بعد از این ماجرا در نهاد ریاست جمهوری ملاقاتی به اتفاق میهمانان همایش بیدل دهلوی دست داد در نهایت شگفتی دیدم که رییس جمهوری بیرون در ایستاد تا آقای مشایی حرفش با استاد علی معلم تمام شود و بتواند همراه ایشان باشد.
هیمن امسال ریاست جمهوری گفتگوی شبانه ای با دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) داشت و همه می دانند که دانشجویان این دانشگاه از جوانان دیگر دانشگاه ها متشرع تر و دلسوزتر به مبانی دینی اند و وقتی آنان از رییس جمهوری می خواهند مشایی را عوض کند تعبیر آقای رییس جمهوری زیباست که می گویند آقای مشایی اسلام شناس بزرگی هستند. البته ما نمی دانیم که ایشان چند کتاب در باره اسلام نوشته اند و یا دست کم چند کتاب در این باره خوانده اند.
به همه اینها اضافه فرمایید دیدگاه تاریخی ایشان در باره ملت اسراییل که از دوستان نادانسته ملت ایران اند و رییس جمهوری پنج شنبه گذشته باز از ایشان حمایت کرد و گفت حرف مشایی حرف دولت است اما ساعاتی بعد مقام معظم رهبر ی در نماز جمعه تهران آن حرف و فکر را غلط دانستند و کار تمام شد به گونه ای که مشایی که در یک ماه گذشته سه سفر خارجی بارییس جمهوری در دست راست ایشان بود راهی نیویورک نشد.
چنین است روزگار ناهموار و مردان سخت هموار آن و ملتی که همواره چنین نوادری را گزینش و بر مسند خدمت می نشاند.
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 22:6  توسط مدرس زاده
|
امروز بر اساس دیدگاه تازه مسوولان فرهنگی شهرداری کاشان به عنوان عضو کمیسیون نامگذاری خیابان ها در جلسه ای برای نام نهادن بر چند مسیر اصلی و فرعی کاشان میهمان سازمان رفاهی و تفریحی شهرداری کاشان بودم.
تاکید من و برخی دیگر از دوستان روی آوردن به نامهای فارسی و ایرانی و در نهایت خرج نکردن از قداست های معنوی و اسلامی در نوع نامگذاری ها بود و حتی در برابر این پرسش قرار گرفتم که چرا به حذف نامهای عربی تاکید دارم. در پاسخ قانع کننده خود یادآور شدم که وظیفه ما دفاع از فرهنگ و هویت ایرانی است و ربطی به نماز و قران و باورهای اسلامی ما که همه به زبان عربی است ندارد. همچنین گفتم اگر بنده نوعی چند سال پیش از شما می خواستم که بلواری را در کاشان به نام خلیج فارس بگذارید شاید این پیشنهاد خنده آور می نمود اما پس از حکایت مجعول و زشت خلیج عربی تصمیم بر این شد که در شهر های کشور نام خلیج فارس زنده بماند و چنین است خیابان ایران در شهر اردبیل و ...
بر اساس این توضیحات و اصرارم بر این که نامهایی مانند ایمان غربی و شرقی حذف شود و خیابان جامع تر و زیبا تری به نام استاد مشفق کاشانی نهاده شود در نامگذاری خیابان ها توانستم چهار پیشنهاد فارسی خود را به تصویب کمیته نامگذاری برسانم . کوچه های شماره دار آبشار و آرامش و روشن از این دست است . خیابانی هم به نام سه شهید علی مهدی یافتم که موافقت شد.
امید دارم که دوستان عزیز ما که مجری چنین کارهایی هستند به تجربه و دانش و ذوق دیگر دوستان علاقه مند خود اعتماد کنند تا سیمای شهری ما بیش از پیش آراسته و چشم نواز و زیبا خود را نشان دهد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 23:45  توسط مدرس زاده
|