واقعیت این است که در سه دهه اخیر دولت اسلامی در بخش اداری و اجرایی و بخشنامه ای فرهنگ و تربیت و آگاهی گام های خوبی برداشته است و حتی در عمل هم شاهد پیشرفت هایی هم بوده ایم اما چه می توان کرد که جامعه امروز ایرانی و جهانی دیگر آن جامعه سی سال پیش نیست و همه چیز حتی رنگ و لعاب در و دیوار شهرها و چهره مردمان تغییر کرده است .
با این وجود که همه چیز در خدمت تربیت وفرهنگ و اخلاق بوده است و امور تربیتی و اداره ارشاد و سازمان تبلیغات و ...تاسیس کرده ایم این ناهنجاری ها از کجا آمده است و چگونه است که در بهترین دبستان دولتی مرکز شهر یک آموزگار با تجربه و بسیار مهربان از عهده یک کلاس سی نفره بر نمی اید و لابد در همین مقیاس مسوولان از عهده هنجار سازی در کل کلاس کشور؟
مرور رفتارهای این چنینی کودکان نشان از ناهنجاری های فرهنگی و اخلاقی در خانه و خانواده آنها دارد یعنی پدر و مادر این کودک این گونه با هم سخن گفته اند که او عین آنها را به اعتبار این که از بزرگترش شنیده برای خانم معلمش پیاده می کند.
کمی به خود بیاییم و بیشتر فکر کنیم و کمتر شعار بدهیم و بی آن که خشک و خالی به سابقه چند هزار ساله فرهنگ و تمدن ایرانی تکیه کنیم کار مان را برانداز کنیم و رفع عیب کنیم آخر قرار است این نسل نوجوان و جوان فردا بر ما حکومت کند و برای سالمندی فردای ما برنامه ریزی کند . دقت کنیم که امروز به او چه می دهیم و فردا از او چه می خواهیم.
نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 13:34  توسط مدرس زاده
|
پیش درآمد:
همسرم امروز برای گفتگو با آموزگار سال اول ابتدایی فرزندمان به دبستان او رفته بود. امسال به دلیل جابجایی آموزگاران مرد که مشغول تحصیل ضمن خدمت می باشند برای مدارس پسرانه هم آموزگار زن فرستاده اند. این آموزگار محترم و مهربان که دارای نشان های افتخار در سطح شهرستان و استان است و به قولی نمونه شناخته شده است در سخنان خود با دشنام دادن به خود و تبار خود از آمدن به ذبستان پسرانه اظهار پشیمانی می کند و بازگو می کند که پسر شش ساله هنوز به کلاس نیامده می خواهد برود بیرون و آب بخورد و اگر مانعش بشوم می گوید به تو مربوط نیست و دلم می خواهد!
نقد رفتاری(۱)
با شنیدن این حرف ها به فکر فرو رفتم که در سه دهه اخیر که نظام طاغوتی به اسلامی تبدیل شده است و حتما پدر چنین دانش آموزی هم در روزگار جمهوری اسلامی خود دانش آموز بوده است چرا چنین محصولی را به جامعه تحویل داده است که می خواهند او را به مدرسه دیگری بفرستند ......
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 13:22  توسط مدرس زاده
|
مانند چند سال گذشته این بار هم در کاشان فقط کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان یاد روز حافظ را در خانه هنرمندان با گرامی داشت یاد شاعر معاصر کاشان مرحوم نور الله امینی بر گزار کرد.
شاعران شعر های خود را در رثاء آن مرحوم و ستایش حافظ خواندند. دکتر بهنیا بیت:
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
را توضیح دادند. سپس دکتر مدرس زاده در سخنانی که نماینده کاشان در مجلس آقای علی اصغر گرانمایه پور هم حضور داشت از بی تو جهی به مفاخر فرهنگی ایران زمین و غفلت عمومی موجود در جامعه انتقاد کردو در سال اتحاد ملی حافظ را مظهر اتحاد ملی و پیدوند دهنده قوم ایرانی در روزگار پس ار مغول و همزمان با تیمور دانست و تاکید کرد سرمایه حقیقی ایران امروز که دنیا در برابر آن سر اقرار و تسلیم فرو می آورد همین فرهنگ و ادبیات و زبان فارسی است .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 12:17  توسط مدرس زاده
|
حافظ برای ایرانیان گرامی ترین و دوست داشتنی ترین شاعری است که توانسته است آرمان های گمشده و آرزوهای پایمال شده این ملت را در طول تاریخ به همراه شادمانی ها و خجستگی های آن به تصویر بکشد به گونه ای که در بیرون مرزها شیفتگان او و شعرش از گوته آلمانی تا تاگور هندی با شعر و اندیشه او روزگار خوشی گذرانیده اند.
آنچه در این مجال و مقال کوتاه می خواهیم به آن بپردازیم این است که با همه سابقه درخشان توجه به حافظ روز به روز از سهم و حضور او در میان اندیشه و رفتار مردم کاسته می شود نه این که مردم دیوان حافظ نمی خرند یا نمی خوانند که اتفاقا دیوان او همچنان پرفروش است و بسیاری ناشران را از کسادی بیرون می آورد اما جان سخن این است که مردم اکنون کمتر حاضر می شوند با حافظ و اندیشه او زندگی کنند و یا نسخه او برای دین و ایمان و عشق و سیاست و اجتماع را آویزه جان و دل خویش قرار دهند. نسل امروز متاسفانه در کنار هم دگرگونی ها و تغییراتی که به خود پذیرفته است در مواردی به پذیرش برتری واگویه های جوان پسند و یک بار مصرف که بیشتر مناسب روزگار قبل از ازدواج است تن داده است و یکی از دلایل این که فرهیختگی و روحیه فرزانگی و حفظ هنجارهای شخصیتی در میان این نسل کمتر جدی گرفته می شود شاید همین دور شدن از مرام و اندیشه حافظ باشد.
مروری چند دقیقه ای در سطح وبلاگ های جوان پسند این ادعا را به اثبات نزدیک می گرداند. کسی البته مخالف جوان رفتاری نیست اما امید است که جوان گرامی و با فرهنگ ایرانی متوجه این نکته هم باشد که هویت ایرانی و اسلامی او چه اندازه به حافظ و سعدی و مولوی و فردوسی پیوند دارد و این مهم را هیچگاه از نظر دور ندارد
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 0:43  توسط مدرس زاده
|
امروز ۲۰ مهر ماه روز ملی حافظ نام دارد این نامگذاری ها در حقیقت بخشی از ابتکار های فرهنگی دولت فرهیخته سابق است که پس از سالها اینک در تقویم کشور جای خود را باز کرده و هم زمان با دانشگاه ها و انجمن ها و محافل فرهنگی و ادبی ایران در بسیاری از کشور های جهان این روز و روزهای مانند آن(روز سعدی و ...) گرامی داشته می شود.
برای نقش و جایگاه حافظ در جامعه ایرانی و تاثیر او بر فرهنگ بومی و ملی این سرزمین گفتنی ها فراوان است علی العجاله این شعر زیبای دکتر شفیعی کدکنی استاد فرهیخته و شاعر بلند آوازه معاصر را در نکوداشت حافظ به شما تقدیم می دارد:
مستی و هوشیاری و راهی و رهزنی ابری و آفتابی و تاریک روشنی
هر کس درون شعر تو جویای خویش و تو آیینه دار خاطر هر مرد و هر زنی
نشناخت کس تو را و شگفتا که سالهاست حاضر میان انجمن و کوی و برزنی
این سان که در سرود تو خون و طراوت است صد بیشه ارغوانی و صد باغ سوسنی
در مسجدی و گوشه میخانه ات پناه آلوده شرابی و پاکیزه دامنی
آفاق از چراغ صدای تو روشن است خاموشی ات مباد که فریا د میهنی
نشگفت اگر که سلسله عاشقان دهر امروز خامشند و تو گرم سرودنی
ا
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 21:8  توسط مدرس زاده
|
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
در پایان روزهایی که میهمان ربنای رمضان بودیم جشن آسمانی فطر از راه می رسد . پیام آزادی از بندهای اسارت دیو درون را به ارمغان می آورد.
عید فطر روز توزیع کارنامه بندگان خوب خدا و پیروزی آنان در ازمون بندگی است .
برگ تحویل می کند رمضان بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر زود برفت بار بر بست نازنین مهمان
(سعدی)
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 20:38  توسط مدرس زاده
|
به مناسبت ۲۰ مهر روز ملی حافظ کانون نشر فرهنگ اسلامی کاشان مراسم نکوداشت نام و یاد شخصیت این شاعر بلند آوازه ایرانی را روز دوشنبه ۲۳/۷/۱۳۸۶ در محل خانه هنرمندان کاشان برگزار می کند.
دوستان گرامی و دوستداران حافظ را چشم انتظاریم . در این مراسم همچنین یاد شاعر فقید کاشانی نورال... امینی گرامی داشته می شود .
سخنران مراسم دکتر عبد الرضا مدرس زاده خواهد بود.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 23:7  توسط مدرس زاده
|
بو ی خوش عید از هم اینک بر مشام جان عاشقان می رسد. عید بر عاشقان مبارک باد.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 23:4  توسط مدرس زاده
|
شبکه سه که امسال مجموعه یک وجب خاک را روی آنتن دارد از جوانی که فارغ التحصیل رشته ادبیات اسـت(پسر آقای افشاری) در نقش فردی بیکار و بی اراده و فاقد خلاقیت و در نهایت دمدمی مزاج استفاده کرده است .
چنین بر می آید که در این نقش جوانک ادبیات کمتر آموزش و بهره مندی از رشته تحصیلی خود نداشته است زیرا به جز نوشتن یک داستان کودکانه کارکرد موثر دیگری ندارد درحالی که او می توانست با بیان اشعار و ضرب المثل ها و نکته های ادبی(تیکه!) هم شیرین زبان تر و هم ادبیاتی تر ظاهر شود.
هرچند این نقش در حقیقت نقد حال و شرح احوال بسیاری از جوانان ادبیات خوانده ایران زمین است اما تلویزیون می توانست با فضا سازی مناسب تری و با بهره مندی از یک مشاور ادبی در کنار مشاور مذهبی و مشاور انتظامی بر غنای کار و زدودن این ذهنیت که ادبیات خوانده ها در این مملکت هیچ کاره اند موثر واقع شود . اما دریغ و افسوس که ...
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 22:30  توسط مدرس زاده
|
به آگاهی علاقه مندان به زبان فارسی و جایگاه آن در سرزمین تاجیکستان می رساند گفتگوی تلویزیونی این جانب باشبکه جهانی جام جم۳ روز جمعه ۱۳/۷/۱۳۸۶ ساعت۱۵ به طور زنده پخش خواهد شد و تکرار آن ساعت ۲۴ از شبکه های جام جم ۱ و ۲ پخش خواهد شد.
چنانچه به تماشای این برنامه موفق شدید دیدگاه های خویش را ارائه فرمایید.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 5:2  توسط مدرس زاده
|
امشب فرشتگان مردی را از دامن خاک به افلاک می برند که آبروی خاکیان و سند معتبر مردانگی و آزادگی و فتوت آنان بود.
علی (ع) بنده خوب خدا که در کار بندگی سنگ تمام گذاشت امشب با کوله باری از رنج ها و درد ها و خسته از زخم نفاق ها و دو رویی ها به میهمانی زهرا می رود .
به راستی اسلام و مسلمانی بی علی کدام شور و شوق بندگی را در اناسن می آفریند و آنان که از نعمت ولایت و محبت علی خود را محروم کرده اند دیگر به چه چیزی دل خوش داشته اند.
علی مرد جاذبه ها و دافعه ها مرد تضاد ها و شگفتی ها مرد یتیم ن.از و قاتل دوست امشب از میان ما می رود. بشریت غم از دست دادن علی را با غبار تکار و گذشت زمان درمان که نه به فراموشی سپرده است اما صدای بلند و رسای عدالت برای همیشه از گلوی سرشار از حقیقت و آزادگی او به گوش می رسد.
در جهانی همه شور و همه شر ها علی بشر کیف بشر
شبروان مست ولای تو علی جان عالم به فدای تو علی
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 18:8  توسط مدرس زاده
|
با اآغاز سال تحصیلی جدید در دانشگاه ها جوانان عزیزی که با شوق قبول شدن در دانشگاهی دولتی برای ثبت نام به دانشگاه پیام نور مراجعه کرده اند کم کم در می یابند که آن قدر ها هم که گفته می شود آش دهن سوزی نبوده است . تاکنون چند نفر را دیده ام که این دانشگاه دولتی آموزش دهنده از راه دور را شجاعانه به سوی دانشگاه آزاد ترک کرده اند. البته این چند نفر و بسیاری دیگر از رونق بازار این دانشگاه که با زور و فشار عدالت گرایی دولت محترم در شهرها ی کوچک و بخش ها و روستا ها به سرعت در حال رشدی قارچ گونه است نمی کاهد اما حکایت از این دارد که دانشجوی باهوش حاضر است پول بیشتری بدهد اما در دانشگاه آزاد که امروز ارزش اجتماعی و علمی آن قابل انکار نیست درس بخواند.
من در تماس با سایت حضرت آقای رییس جمهوری این نکات را یاد آور شده ام و اینجا نیز در معرض داوری شما قرار می دهم تا چه قبول افتد و که در نظر آید:
۱- آیا بانیان این رشد فله ای دانشگاه پیام نورخود تا مدتی پیش معترض گسترش کمی دانشگاه آزاد نبودند؟
۲- اینک که دانشگاه آزاد با ربع قرن سابقه دارای ساختمان های مجهز و آبرومند است آیادرست است در دهه سوم انقلاب اسلامی باز هم جوانان در بخش ها و روستا ها در مساجد و حسینیه ها و مدارس درس بخوانند؟
۳- آیا این گسترش کمی پیام نور به معنی فربه تر شدن دولت عدالت محور و افزایش هزینه های جاری آن نیست ؟و البته به همین اندازه از ظرفیت های مفید دانشگاه آزاد که بی تحمیل شدن به پول نفت و بیت المال شکل گرفته است کاسته می شود و این سرمایه های میلیاردی بیهوده و بیکار و نیمه پر به حال خود رها می شود.
۴- جای شگفتی دارد که دولت برای پیام نور استاد جدید استخدام می کند اما در بسیاری از واحد های کوچک دانشگاه آزاد استادان به جهت پر نشدن ظرفیت در حال بیکار شدن هستند.
۵- کاش می شد در سال اتحاد ملی شائبه جدال میان رییس محترم دولت و رییس هیات امنای دانشگاه آزاد را به ذهن راه نداد.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 13:21  توسط مدرس زاده
|
آیا تا به حال خود تجربه کرده اید یا با کسی برخورد کرده اید که وقتی کسی از موفقیت های چشمگیر خود تعریف می کند طرف مقابل چندان میلی بر پایه حسادت یا تنگ نظری یا کم حوصلگی برای شنیدن حرف های شادی آور او ندارد اما همین که او یا هر کس دیگری شروع می کند فهرستی از مشکلات و گرفتاری های خود رابیان می کند اصرار می کنیم که واضح تر بگو ببینم چی شده؟! و بدین ترتیب با شنیدن آن مشکلات نوعی احساس آرامش منفی به ما دست می دهد که خدا را شکر ما اینگونه نشدیم.(کاتارسیس)
در جریان سفر آقای رییس جمهوری به نیویورک به ایشان اهانت می شود(که بسیار کار زشتی را مرتکب شدند) اما در این سوی از فاطمه رجبی تا عطاء ال... مهاجرانی همه آن را محکوم کردند( و البته باید این کار را می کردند) اما چگونه است که وقتی در بیرون کشور رییس جمهوری پیشین برای کشور خود غرور و افتخار ناشی از پیشنهاد گفتگوی تمدن ها را به ارمغان می آورد خیلی برای ما مهم نیست و آن سال نام گذاری شده را سراسر نزاع جناحی ساختیم تا این پیشنهاد رنگ باخته باشد.
رییس جمهوری دیگری از ایران هم در این دانشگاه سخنرانی کرده است اما چون مظلوم واقع نشده و از او احترام گرفته اند حمایت از او و تشویق او چندان وجوب شرعی و عقلی ندارد
گمان می کنم ذهن برخی از ما آمادگی شراکت در غصه ها و انده ها و سختی ها ی دیگران را با هر نیتی بیشتر دارد تا سهیم شدن در شادی ها و پیروزی های دیگران.
نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 13:47  توسط مدرس زاده
|
مانند هرسال جمعی از شاعران در شب ولادت اما حسن مجتبی(علیه السلام) در بیت رهبری و در حضور ایشان به شعر خوانی پرداختند . به نسبت هر سال جمعیت جوان این محفل چشمگیر بود و البته این جمع چند ده نفری سال های نخست این سنت امسال به نزدیک ۲۰۰ نفر بالغ می شد. طبعا بهترین چهره های شعر جوان انتخاب شده بودند و من شعر برخی از آنان را گاهی به مناسبت هایی داوری کرده ام و نمره داده ام اما جان سخن من در این مختصر این است که این شاعران جوان معمولا برای شاعر شدن یک دوره فراگیری شعر و فنون ادبی و به عبارتی آموزش های انجمنی را ندیده اند و گاهی پیدا می شوند برخی از آنان که به تقلید از هم شعر می گویند و این را می شود حتی در لحن شعر خوانی آنان مشاهده کرد. لحن و سبک اخوان ثالث و احمد شاملو با حمید سبزواری و مشفق کاشانی فرق می کند اما این شاعران جوان لحن خواندنشان هم شبیه به هم شده است . این دیدگاه را در در مقاله "سبک جمهوری" و "آسیب شناسی غزل معاصر" توضیح داده ام
به نظر می رسد این چهره شدن و در رسانه منطرح شدن آفتی است که نمی گذارد شاعر جوان دیگر شاگردی پیش سوت ها بکند و در محفلی و انجمنی چیزی یاد بگیرد شاعران تاثیر گذار معاصر حتی سهیل محمودی و ساعد باقری هم شاگردی اوستا و صفا لاهوتی و ... کرده اند چه برسه به شفیعی کدکنی و موسوی گرمارودی و ...
+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 10:27  توسط مدرس زاده
|
روز اول مهر به عنوان مسوول انجمن اولیا و مربیان دبستان فرزندم در دفتر دبستان بودم تصادفا دسته ای از کارنامه(فیش) حقوقی معلمان محترم را روی میز مدیر دبستان دیدم . کنجکاوی ام گل کرد و نگاهی به آنها(با اجازه ایشان) انداختم . مبلغ برگه ها از ۱۶۰ هزار تومان تا ۳۱۲ هزار تومان در نوسان بود.
با خود گفتن این مبالغ که کسورات قانونی را نیز باید از خود بگذراند چگونه می تواند زندگی این انسان های شریف و با فضیلت را اداره کند؟ کاش خاتمی همچنان بود و لطفی را که در حق استادان دانشگاه کرد با افزایش حقوق معلمان کامل میکرد. به همین دلیل است که کارآیی آموزشی وانگیزه تدریس و سطح علمی کم شده است مگر چقدر باید و یا می توان برای خدا درس داد . معلم ابتدایی مجبور است سرویس مدرسه شش دانش آموز خود باشد تا بتواند کسری ها را جبران کند . ما را چه می شود که از شعار دادن و تکیه کردن تو خالی وشعاری به تمدن کهن خود دست بر نمی داریم و کاری نمی کنیم.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 12:39  توسط مدرس زاده
|
امروز سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ در سراسر مراکز آموزش و پرورش و دانشگاه ها آغاز شد .برای همگان آرزوی سالی سرشار از دانش و اندیشه داریم.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 22:12  توسط مدرس زاده
|